تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 774

مساهمون:

ص٧٧٤
وعياشى به سند معتبر از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : شبى حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در ابطح بود ناگاه جبرئيل براق را براي آن حضرت از آسمان فرود آورد وبر آن هزار هزار محفّه « 1 » از نور بسته بودند ، چون براق را نزديك آورد كه حضرت سوار شود براق امتناع نمود ، جبرئيل طپانچه‌اى بر آن زد كه عرق از آن ريخت وگفت : ساكت شو كه محمد است ، پس براق پرواز كرد بسوى سدرة المنتهى « 2 » واز آنجا بسوى آسمان ، وچون به آسمان أول رسيدند از صداى بال براق وغلبهء أنوار آن زينت سبع طباق ملائكة از درهاى آسمان پرواز كردند وبه أطراف آسمان گريختند پس جبرئيل گفت : « اللّه أكبر اللّه أكبر » ، پس ملائكة گفتند : بندهء مخلوق خداست ، وبه نزد جبرئيل آمدند واز أو پرسيدند : اين كيست ؟ گفت : محمد است ، پس ملائكة بر أو سلام كردند وبراق بسوى آسمان دوم پرواز كرد ، باز ملائكة پرواز كرده گريختند ، پس جبرئيل گفت : « اشهد ان لا اله إلّا اللّه اشهد ان لا اله إلّا اللّه » ، پس ملائكة گفتند : بندهء مخلوق خداست وبه نزد جبرئيل آمدند وأحوال آن حضرت را پرسيدند ، چون آن حضرت را شناختند بر أو سلام كردند ؛ وهمچنين به هر آسمانى مىرسيدند جبرئيل يك فصل اذان را مىگفت ، وچون به آسمان هفتم رسيدند اذان را تمام كرد ودر آنجا حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم پيشنمازى ملائكة وأنبياء عليهم السّلام كرد ، پس جبرئيل آن حضرت را به مكاني برد وگفت : بالا رو كه من زيادة از اين بالا نمىتوانم آمد ، پس حق تعالى آن حضرت را در فضاى بىانتهاى قرب خود بالا برد آنچه خواست ودرهاى علم ومعرفت وفيض بر أو گشود آنچه خواست ، پس خطاب نمود به أو كه : يا محمد ! كه را براي امّت خود انتخاب كرده‌اى بعد از خود ؟ عرض كرد : خدا بهتر مىداند ، حق تعالى فرمود : على أمير مؤمنان است « 3 » . وعلي بن إبراهيم به سند معتبر از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم روايت كرده است كه فرمود : چون داخل بهشت شدم ودر بهشت درخت طوبى را ديدم كه اصلش در خانهء على بود
هامش
( 1 ) . محفّه : تختى است شبيه به هودج . ( 2 ) . در مصدر عبارت « بسوى سدرة المنتهى » ذكر نشده است . ( 3 ) . تفسير عياشى 1 / 159 .