وهيچ قصر ومنزلي در بهشت نبود مگر شاخى از آن درخت در آن بود ودر بالاى آن درخت سبدها بود كه در آن سبدها حلّهها بود از سندس وإستبرق بهشت براي هر مؤمني هزار هزار سبد بود كه در هر سبدى صد هزار حلّه بود به رنگهاى مختلف كه هيچ حلّه به حلّهء ديگر شباهت نداشت واينها جامههاى أهل بهشت است ، وسايهء آن درخت كه ظلّ ممدود است چندان كشيده بود كه اگر سواري صد سال مىتاخت از سايهء آن به در نمىتوانست رفت ، ودر پائين آن درخت طعامها وميوههاى أهل بهشت بود كه در قصرها ومنازل ايشان آويخته بود ، ودر هر شاخى صد رنگ بود از ميوهها كه در دنيا شبيه آنها را ديدهايد واز آنچه شبيه آنها را نديدهايد واز آنچه مانند آن را شنيدهايد واز آنچه مانند آن را نشنيدهايد ، وهرچه از آن مىچيدند به جاى آن ديگرى مىروييد چنانكه حق تعالى فرموده است
لا مَقْطُوعَةٍ وَلا مَمْنُوعَةٍ
« 1 » ، ودر زير آن درخت نهرى است كه از آن نهرهاى چهارگونه منشعب مىشود : نهرهاى آب صافي ، نهرهاى شير ، نهرهاى شراب ، نهرهاى عسل مصفّا « 2 » .
وابن بابويه به سند معتبر روايت كرده است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : در شب معراج به آسمان رفتم از عرق من به زمين ريخت واز آن گل سرخ روئيد وآن گل به دريا افتاد پس ما هي خواست آن را بگيرد ودعموص هم خواست آن را بگيرد - ودعموص كرمى است كه سر پهنى دارد ودم باريكى ودر ميان آب وگل بهم رسد - پس حق تعالى ملكي را فرستاد كه ميان ايشان حكم كرد كه نصف آن از ما هي باشد ونصف ديگر از دعموص ، وبه آن سبب پرههاى سبزى كه بر دور برگهاى گل مىباشد نيمى به شكل دم ما هي است ونيمى به شكل دم دعموص است زيرا كه به هر گلى پنج پر احاطه كرده است ودو پر آنها از هر دو طرف پرههاى ريزه دارد ودو پر آن مانند دم دعموص باريكند واز هيچ طرف پرى ندارد ويكى از يك طرف پر دارد واز يك طرف پر ندارد پس نيمش به ما هي
هامش
( 1 ) . سورهء واقعه : 33 .
( 2 ) . تفسير قمى 2 / 336 - 337 .