تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 776

مساهمون:

ص٧٧٦
مىماند ونيمش به دعموص « 1 » ، ودر اشعار عجم نيز اين مضمون را بسته‌اند . وابن شهرآشوب روايت كرده است كه : در شبى كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به معراج رفت حضرت أبو طالب آن حضرت را در جاى خود نيافت وبسيار از پى بىآن حضرت گرديد پس بني هاشم را جمع كرد وفرمود : مهيّا شويد كه اگر تا صبح محمد را نيابم شمشير مىكشم ودشمنان آن حضرت هركه را بيابم هلاك مىكنم ؛ در اين تشويش واضطراب بود تا آنكه حضرت از آسمان فرود آمد در خانهء امّ هانى خواهر أمير المؤمنين عليه السّلام ، چون أبو طالب آن حضرت را ديد شاد شد ودست أو را گرفته بسوى مسجد الحرام آورد با گروه بني هاشم پس شمشير خود را بيرون آورد وبني هاشم را فرمود شمشيرهاى خود را بيرون آوردند ، خطاب كرد به كفار قريش كه : بخدا سوگند اگر امشب أو را نمىديدم يكى از شما را زنده نمىگذاشتم « 2 » . وأيضا روايت كرده است كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم شب شنبه هفدهم ماه مبارك رمضان شش ماه قبل از هجرت بسوى مدينه در خانهء امّ هانى يا خانهء خديجة يا شعب أبى طالب يا مسجد الحرام بود ، على اختلاف الروايات ، وبه روايت ديگر : در ماه ربيع الأول دو سال بعد از بعثت ؛ پس إسرافيل وميكائيل حاضر شدند وبا هر يك هفتاد هزار ملك همراه بودند وبر آن حضرت سلام كردند وآن حضرت را بشارتها دادند وبا ايشان دابّه‌اى بود كه رويش مانند روى آدمي بود وپاهايش مانند پاهاى شتر ويالش مانند يال أسب ودمش مانند دم گاو ودو بال در ران خود داشت ولجامى از ياقوت سرخ بر سرش بود ، وچون حضرت بر آن سوار شد پرواز كرد واز آسمان به آسمان مىرفت وملائكة بر آن حضرت سلام مىكردند وأو را بشارتها مىدادند وأنبياء را در آسمانها مىديد واز ايشان بشارتها مىشنيد تا از آسمانها در گذشت وبه حجابهاى نور رسيد ، پس شنيد كه ملائكهء حجب سورهء نور تلاوت مىكردند ، چون به كرسي رسيد شنيد كه خازنان كرسي
هامش
( 1 ) . علل الشرايع 601 . ( 2 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 230 .