فرمود : آيا تو را يتيم نيافتم پس تو را جا دادم ؟ وتو را گمشده نيافتم پس هدايت كردم بسوى خود ؟ حضرت عرض كرد : « انّ الحمد والنّعمة لك والملك لا شريك لك لبّيك » « 1 » پس به اين سبب آن حضرت احرام از مسجد شجره بست نه از موضع ديگر « 2 » .
وشيخ طوسي به سند معتبر از ابن عباس روايت كرده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : حق تعالى مرا پنج فضيلت عطا كرد وعلى را هم پنج فضيلت عطا كرد : مرا كلمات جامعه داد وعلى را علوم جامعه داد ؛ مرا پيغمبر گردانيد وأو را وصىّ من گردانيد ؛ به من كوثر بخشيد وبه أو سلسبيل بخشيد ؛ به من وحى عطا كرد وبه أو الهام عطا كرد ؛ مرا به آسمان برد وبراي أو درهاى آسمان وحجابها را گشود كه أو بسوى من نظر مىكرد ومن بسوى أو نظر مىكردم .
پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم گريست ، من گفتم : پدر ومادرم فداى تو باد چرا گريه مىكنى ؟ فرمود : اى پسر عباس ! أول سخنى كه حق تعالى به من گفت اين بود كه فرمود :
اى محمد ! نظر كن به زير خود ، چون نظر كردم ديدم حجابها شكافته شده ودرهاى آسمان گشوده شده ، وعلى را ديدم كه سر بسوى آسمان بلند كرده وبسوى من نظر مىكند ، پس على با من سخن گفت ومن با أو سخن گفتم وپروردگار من با من سخن گفت .
عرض كردم : يا رسول اللّه ! حق تعالى با تو چه سخن گفت ؟ گفت : حق تعالى فرمود :
اى محمد ! گردانيدم من على را وصى تو ووزير تو وخليفهء تو بعد از تو ، اعلام كن أو را كه اينك سخن تو را مىشنود ، پس من در همانجائى كه در خدمت پروردگار خود ايستاده بودم آنچه فرمود به على گفتم وعلى مرا جواب گفت كه : قبول كردم وأطاعت نمودم ؛ پس حق تعالى امر كرد ملائكة را كه بر على سلام كنند وهمه بر أو سلام كردند وعلى جواب سلام ايشان گفت ، وملائكة را ديدم كه شادى مىكردند به جواب سلام أو وبه هيچ گروهى از ملائكهء آسمان نگذشتم مگر آنكه مرا تهنيت ومبارك باد گفتند براي خلافت على وبه
هامش
( 1 ) . در مصدر عبارت چنين ذكر شده است : « ان الحمد والنعمة والملك لك لا شريك لك لبيك » .
( 2 ) . علل الشرايع 433 .