وسورهء بقره را به تو دادم وبه هيچ پيغمبرى نداده بودم ، وتو را به هر سياه وسفيد وسرخ از أهل زمين وبه جميع جن وانس مبعوث گردانيدم ، وزمين را براي تو وامّت تو نمازگاه وپاككننده گردانيدم ، وغنيمت را براي تو وامّت تو حلال كردم ، وتو را به ترسى كه در دل دشمنان تو افكندم يارى كردم كه در دو ماه راه دشمن از تو مىترسد ، وبهترين كتابها را براي تو فرستادم كه شاهد بر جميع كتابها است وبه لغت عربى است ومجموعهء علوم اولين وآخرين است ، ونام تو را بلند گردانيدم كه در هر جا كه من مذكور شوم تو با من مذكور شوى « 1 » .
وأيضا از كتاب مزبور روايت كرده است از سلمان فارسي رضى اللّه عنه كه پيغمبر صلى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود :
چون در شب معراج مرا به آسمان أول بردند قصرى ديدم از نقرهء سفيد كه دو ملك بر در آن قصر ايستاده بودند ، جبرئيل را گفتم : از ايشان بپرس كه اين قصر از كيست ؟ چون پرسيد گفتند : از جوانى است از فرزندان هاشم ؛ چون به آسمان دوم رفتم در آنجا قصرى از طلاى سرخ ديدم نيكوتر از آن قصر أول وبر در آن قصر دو ملك ايستاده بودند ، جبرئيل را گفتم از ايشان پرسيد كه : اين قصر از كيست ؟ گفتند : از جوانى است از فرزندان هاشم ؛ چون به آسمان سوم رفتم باز قصرى ديدم از ياقوت سرخ ودو ملك ديدم بر در آن قصر ايستاده بودند ، جبرئيل را گفتم از ايشان پرسيد : اين قصر از كيست ؟ گفتند : از جوانى است از بني هاشم ؛ وچون به آسمان چهارم رفتم قصرى ديدم از درّ سفيد ودو ملك بر در آن ايستاده بودند ، پرسيدم : اين قصر از كيست ؟ گفتند : از جوانى است از فرزندان هاشم ؛ چون به آسمان پنجم رفتم قصرى ديدم از درّ زرد ودو ملك بر درش ايستاده بودند ، جبرئيل را گفتم از ايشان پرسيد : اين قصر از كيست ؟ گفتند : از جوانى است از بني هاشم ؛ وچون به آسمان ششم رفتم قصرى ديدم از مرواريد تر ودو ملك بر درش ايستاده بودند ، جبرئيل را گفتم از ايشان پرسيد : اين قصر از كيست ؟ گفتند : از جوانى است از بني هاشم ؛ وچون به آسمان هفتم رفتم قصرى ديدم از نور عرش حق تعالى وبر در آن قصر دو ملك
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار 18 / 305 به نقل از كتاب المحتضر .