تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 665

مساهمون:

ص٦٦٥
پنجاه وچهارم - ابن شهرآشوب روايت كرده است كه : سائلى به خدمت آن حضرت آمد وچيزى سؤال كرد ، حضرت فرمود : بنشين تا بهم رسد ، پس مردى آمد وكيسه‌اى نزد آن حضرت گذاشت وگفت : يا رسول اللّه ! اين چهارصد درهم است به مستحق برسان ، حضرت فرمود : اى سائل ! بيا واين چهارصد اشرفى را بگير ، صاحب مال گفت : يا رسول اللّه ! اين اشرفى نيست نقره است ، حضرت فرمود : مرا به دروغ نسبت مده كه خدا مرا راستگو گردانيده است ؛ وسر كيسه را گشود وچهارصد دينار طلا از آن بيرون آورد ، صاحب مال متعجب شد وقسم ياد كرد كه : من اين كيسه را از نقره پر كرده بودم ، حضرت فرمود : راست گفتى وليكن چون بر زبان من دينار جارى شد حق تعالى آن درهم را دينار گردانيد « 1 » . پنجاه وپنجم - ابن شهرآشوب وديگران روايت كرده‌اند كه : أبو أيوب انصارى را لشكر اسلام نزد خليج قسطنطنيه ديدند واز أو پرسيدند : چه حاجت دارى ؟ گفت : به دنياي شما احتياج ندارم ومىخواهم اگر بميرم مرا پيش ببريد بسوى بلاد كافران تا توانيد زيرا از رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم شنيدم كه مىگفت : مرد صالحي از أصحاب من نزد قلعهء قسطنطنيه دفن خواهد شد واميد دارم كه آن مرد باشم ؛ پس أبو أيوب مرد وايشان جهاد مىكردند وجنازهء أو را پيش لشكر مىبردند ، پادشاه فرنگ فرستاد واز ايشان پرسيد : اين جنازة چيست كه شما در پيش لشكر مىآوريد ؟ گفتند : اين مردى است از صحابهء پيغمبر ما ووصيت كرده است كه ما أو را در بلاد شما دفن كنيم ، پادشاه گفت : چون شما برگرديد ما أو را به در خواهيم آورد كه سگها بخورند ، أو را گفتند : اگر أو را به درآوريد هر نصراني كه در زمين عرب هست همه را خواهيم كشت وهر كليسايى هست همه را خراب خواهيم كرد ؛ وبر قبرش قبّه‌اى بنا كردند وهنوز هم باقي است ومردم زيارة مىكنند « 2 » . مؤلف گويد : آنچه از معجزات رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در اين أبواب بيان شد از هزار يكى
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 154 . ( 2 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 185 . ونيز رجوع شود به طبقات ابن سعد 3 / 369 - 370 وأسد الغابة 2 / 123 .