تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 652

مساهمون:

ص٦٥٢
راست گفتى ، خداوندا ! بركت ده در وائل وفرزندان أو وفرزندان فرزندان أو « 1 » . هفتم - ابن بابويه وراوندى به سند معتبر روايت كرده‌اند از امام جعفر صادق عليه السّلام كه : روزى اسيرى چند به خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آوردند وامر فرمود به كشتن ايشان بغير يك نفر از آنها ، آن مرد گفت : چرا مرا از ميان اينها رها كردى ؟ فرمود : جبرئيل مرا از جانب خدا خبر داد كه در تو پنج خصلت هست : غيرت شديد بر حرمت خود ؛ سخاوت ؛ خوش‌خويى ؛ راستگويى وشجاعت ، آن مرد گفت : واللّه راست گفتى واينها در من هست ؛ وبه اين سبب مسلمان شد « 2 » . هشتم - ابن بابويه وطبرسى وراوندى به سند موثق از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده‌اند كه : ناقهء رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در جنگ تبوك ناپيدا شد ، منافقان گفتند : ما را از غيب خبر مىدهد ونمىداند كه ناقه‌اش در كجاست ؟ پس جبرئيل آمد وآن حضرت را خبر داد به سخن منافقان وخبر داد كه ناقة در فلان درّه است ومهار آن به درختى بند شده است ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود ندا كردند ومردم جمع شدند پس فرمود : أيها الناس ! ناقهء من در فلان درّه است ، پس مردم دويدند وناقة را در آن مكان يافتند وآوردند « 3 » . نهم - صفار وغير أو به سندهاى معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده‌اند كه : چون رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به غار رفت وأبو بكر با آن حضرت رفيق شد در غار اضطراب مىكرد ، حضرت براي تسلّى آن منافق فرمود : من كشتى جعفر طيار را مىبينم كه در دريا مضطرب است ، أبو بكر گفت : يا رسول اللّه تو مىبينى ؟ فرمود : بلى ، گفت : مىتوانى به من بنمايى ؟ فرمود : نزديك من بيا ؛ پس دست مبارك بر ديده‌ها نابيناى آن ملعون كشيد وفرمود : نظر كن ، چون نظر كرد كشتى را ديد كه در دريا مضطرب است ؛ پس فرمود : نظر كن بسوى مدينه ، چون نظر كرد أنصار را ديد كه در مجلسهاى خود نشسته وبا يكديگر سخن
هامش
( 1 ) . قصص الأنبياء راوندى 295 به نقل از ابن بابويه . ونيز رجوع شود به دلائل النبوة 5 / 349 ومجمع الزوائد 9 / 373 . ( 2 ) . امالى شيخ صدوق 224 ؛ قصص الأنبياء راوندى 307 . ( 3 ) . قصص الأنبياء راوندى 308 به نقل از ابن بابويه ؛ مجمع البيان 5 / 294 بدون ذكر سند ؛ كافى 8 / 221 .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 652 | العلامة المجلسي