هزار درهم بود ؛ اين معجزه متواتر است وخاصه وعامه به طرق متعددة روايت كردهاند « 1 » .
سوم - راوندى وابن بابويه روايت كردهاند كه : روزى پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نشسته بود ناگاه جماعتى به خدمت آن حضرت آمدند ، حضرت فرمود : آمدهايد از چيزى سؤال كنيد اگر مىخواهيد بگويم كه براي چهكار آمدهايد واگر خواهيد خود سؤال كنيد .
گفتند : بلكه تو خبر ده ما را يا رسول اللّه .
فرمود : آمدهايد سؤال كنيد كه نيكى را به كي مىبايد كرد ؟ سزاوار نيست نيكى كردن مگر نسبت به كسى كه صاحب حسب ودين باشد ؛ وآمدهايد كه سؤال كنيد از جهاد زنان ، بدرستى كه جهاد زنان نيكو معاشرت كردن با شوهر است ؛ وآمدهايد كه سؤال كنيد كه روزيها از كجا مىآيد ؟ خدا نخواسته است كه روزى دهد مؤمنان را مگر از جايى كه ندانند زيرا كه چون بنده جهت روزى خود را نمىداند دعا بسيار مىكند « 2 » .
چهارم - راوندى وابن بابويه روايت كردهاند كه أبو عقبهء انصارى گفت : در خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نشسته بودم كه گروهى از يهودان آمدند وگفتند : رخصت بطلب كه ما به مجلس آن حضرت درآييم ، چون داخل شدند گفتند : خبر ده ما را كه براي چه آمدهايم از تو سؤال كنيم ؟ حضرت فرمود : آمدهايد سؤال كنيد از أحوال ذو القرنين ، گفتند بلى ، فرمود : پسرى بود از أهل روم اطاعتكنندهء خدا پس خدا أو را دوست داشت وپادشاه روى زمين شد واز مغرب آفتاب تا مشرق آفتاب را طي كرد تا به يأجوج ومأجوج رسيد وسد را بنا كرد ، گفتند : شهادت مىدهيم كه اين حال أو بود ودر تورات نيز چنين نوشته است « 3 » .
پنجم - ابن بابويه وراوندى روايت كردهاند از ابن عباس كه : أبو سفيان روزى به خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمد وگفت : يا رسول اللّه ! مىخواهم از تو سؤالي بكنم ، حضرت
هامش
( 1 ) . رجوع شود به تفسير عياشى 2 / 69 وتفسير قمى 1 / 267 وتفسير فخر رازي 15 / 204 وأسباب النزول 245 .
( 2 ) . قصص الأنبياء راوندى 293 به نقل از ابن بابويه .
( 3 ) . قصص الأنبياء راوندى 293 به نقل از ابن بابويه .