يك كف از آن خاك نمانده بود « 1 » .
پانزدهم - ابن شهرآشوب روايت كرده است كه : رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم پشت داد به درخت خشكى ودر ساعت سبز شد وميوه آورد « 2 » .
شانزدهم - باز ابن شهرآشوب روايت كرده است كه : رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم روزى در جحفه فرود آمد در زير درخت كم سايهاى واصحابش بر دور أو فرود آمدند وآنها در آفتاب بودند ، واين بر رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم گران آمد كه خود در سايه باشد واصحابش در آفتاب ، ناگاه به امر خدا آن درخت بلند وبزرگ شد وجميع صحابه را در زير سايهء خود گرفت ، پس حق تعالى اين آية را فرستاد
أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً
« 3 » « آيا نمىبينى پروردگار خود را كه چگونه كشيد وپهن كرد سايه را واگر خواهد آن را ساكن مىگرداند ؟ » « 4 » .
هفدهم - عياشى از سعيد بن جبير روايت كرده است كه : كفار قريش بر كعبه سيصد وشصت بت گذاشته بودند از هر قبيله يك بت ودو بت بود ، چون آيهء
شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
« 5 » نازل شد همهء آن بتها به سجده افتادند « 6 » .
هجدهم - ابن بابويه وغير أو به سند معتبر از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت كردهاند كه :
چون در طواف رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به ركن غربى رسيد واز آن گذشت آن ركن به سخن آمد وگفت : يا رسول اللّه ! آيا من ركنى از أركان خانهء پروردگار تو نيستم ؟ چرا دست مبارك خود را به من نمىرسانى ؟ پس حضرت به نزديك آن ركن رفت وفرمود : ساكن شو بر تو باد سلام وتو را متروك نخواهم گردانيد « 7 » .
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 175 .
( 2 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 178 .
( 3 ) . سورهء فرقان : 45 .
( 4 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 178 .
( 5 ) . سورهء آل عمران : 18 .
( 6 ) . تفسير عياشى 1 / 166 .
( 7 ) . علل الشرايع 429 ؛ بصائر الدرجات 503 ؛ قصص الأنبياء راوندى 286 .