كعب گفت : من نيز أو را نمىخواهم براي آنكه جادوى تو بر آن اثر كرده است .
پس حمار به قدرت خداوند جبار آن نگونسار تبهكار را ندا كرد كه : اى دشمن خدا ! ترك كن بىادبى را در خدمت پيغمبر خدا ، بخدا سوگند اگر نه از ترس مخالفت أو بود هرآينه تو را به سمهاى خود نرم مىكردم وسرت را به دندانهاى خود مىكندم . پس ذليل وساكت ماند وسخن حمار بر أو دشوار نمود وشقاوت بر أو غالب شد وبا مشاهدهء اين معجزات ايمان نياورد .
پس ثابت بن قيس آن حمار را از أو به صد درهم « 1 » خريد وپيوسته بر آن سوار مىشد وبه خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مىآمد وبا نهايت نرمى ورهوارى وهموارى راه مىرفت وحضرت به أو مىفرمود : اى ثابت ! براي ايمان تو چنين رهوار وفرمانبردار تو گرديده است .
پس چون يهودان از خدمت رسول خدا رفتند اين آيهء كريمه نازل شد
سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ
« 2 » « يكسان است بر ايشان خواه بترسانى ايشان را خواه نترسانى ايمان نمىآورند » « 3 » .
أيضا در تفسير امام عليه السّلام مذكور است كه : روزى از والد بزرگوار خود امام على النقى عليه السّلام از معجزات مشهورهء رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم سؤال كردم ، فرمود :
معجزهء أول - سايه انداختن ابر بود بر سر آن حضرت ، وآن چنان بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم چون براي خديجة عليها السّلام به سفر شام به مضاربه رفت ويك ماه راه بود ودر عين شدت گرما بود ودر آن بيابانها گرما شدت مىكرد وبادهاى گرم مىوزيد پس حق تعالى براي آن حضرت ابرى مىفرستاد كه محاذى سر آن سرور بود ، وچون راه مىرفت ابر حركت مىكرد وهرگاه مىايستاد ابر مىايستاد وبه هر سو مىرفت همراه أو بود ونمىگذاشت حرارت آفتاب به آن حضرت برسد ، چون باد تند مىوزيد كه ريگ وخاك
هامش
( 1 ) . در مصدر « صد دينار » ذكر شده است .
( 2 ) . سورهء بقره : 6 .
( 3 ) . تفسير امام حسن عسكرى عليه السّلام 92 - 98 .