گفت : من ضامن مىشوم قرض تو را بدهم ودختران تو را با دختران خود جا دهم كه هر چه بر سر دختران من مىآيد بر سر دختران تو بيايد از نيك وبد ، تو گفتى كه : بپوشان بر من وبه كسى اظهار مكن وتهيهء سفر من بكن تا بروم وأو را بكشم واز براي اين كار آمدهاى ، گفت : راست گفتى يا رسول اللّه واكنون من شهادت مىدهم به وحدانيّت خدا وبه آنكه تو پيغمبر وفرستادهء اوئى . وأمثال اينها بسيار واقع شد كه احصا نمىتوان كرد .
يهودي گفت : مىگويند كه عيسى عليه السّلام از گل به هيئت مرغ مىساخت ودر آن مىدميد پس مرغى مىشد وپرواز مىكرد .
حضرت فرمود : محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نيز شبيه اين را كرد ، در روز حنين سنگى را به كف گرفت وما از آن سنگ صداى تسبيح وتقديس شنيديم پس با سنگ خطاب كرد كه : شكافته شو ، وآن سنگ به سه پاره شد واز هر پارهاى صداى تسبيحى مىشنيديم بغير از آنچه از ديگرى مىشنيديم ، ودر وقت ديگر درختى را طلبيد وأجابت أو نمود وزمين را شكافت ونزديك أو آمد واز هر شاخ آن درخت صداى تسبيح وتهليل وتقديس بلند بود پس امر فرمود درخت را به دونيم شد پس گفت : باز به يكديگر بچسبيد ، چسبيدند ، پس فرمود كه : شهادت ده از براي من به پيغمبرى ، چون شهادت داد فرمود كه : برگرد به جاى خود تسبيح وتهليل وتقديسگويان ، وچنين كرد ، واين واقعه در مكة واقع شد در پهلوى قصّابخانهء مكة .
يهودي گفت : مىگويند عيسى عليه السّلام جهانگردى مىكرده ودر زمين سياحت مىنموده است .
حضرت فرمود كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بيست سال « 1 » جهاد كرد وبا لشكر خود سفرها مىنمود براي جهاد با كافران عرب وعدد بىشمار از ايشان را به شمشير آبدار غرق درياى تبار وروانهء درك أسفل نار گردانيد كه هر يك به شجاعت وشمشير مشهور هر ديار وپيوسته مشغول هر كارزار بودند ، وسفر نكرد مگر به قصد جهاد دشمنان دين .
هامش
( 1 ) . در مصدر « ده سال » ذكر شده است .