مطلب اول
آنكه معروف در ميان خاصّه و عامّه چنين است كه حضرت ختمى مآب صلّى اللّه عليه و آله شوهر سوّم آن عليا مخدّره بوده ، و در كتب فريقين از اخبار بسيارى چنين استفاده مىشود كه تمام زنهاى آن حضرت بيوه بودهاند الّا عايشه ، و مخالف اين قول قول ابى القاسم كوفى و احمد بلاذرى است در دو كتاب ايشان . و علم الهدى در شافى و ابو جعفر در تلخيص ، بنابر آنچه علّامهء مجلسى رحمه اللّه در بحار « 1 » از ايشان حكايت فرموده قائلند به اينكه : خديجه سلام اللّه عليها زمان تزويج با پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله عذراء و بكر بوده . و مؤيّد اين قول است آنچه در بحار از كتاب انوار و بدع روايت نموده كه رقيّه و زينب فرزندان بطنى هاله خواهر خديجه بودهاند « 2 » . و ابو القاسم كوفى در محكى كتاب استغاثه چنين استدلال كرده كه خديجه غير از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله احدى را به زوجيّت خويش اختيار نفرمود ، و غايت آنچه كه به آن تمسّك جستهاند اين است كه اجماع خاص و عام از اهل آثار و نقلهء اخبار بر آن است كه باقى نماند از اشراف قريش و سادات و صاحبان مجد و بزرگوارى از ايشان الّا اينكه قدم خواستگارى خديجه را مقدّم داشته ، و آتش اين آرزو را در كانون دل خود مشتعل نموده ، و خديجه آب سرد بر آتش هواى ايشان ريخته و ايشان را جواب گفته ، و خواستگارى ايشان را رد كرده و نپذيرفته . و از همين جهت بوده كه پس از تزويج او با رسول خدا بر خديجه غضب