تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
را كه به ابى بكر جواب فرمود ، پس به على گفته شد كه : اگر تو از پيغمبر خواستگارى كنى به سهولت انجام گرفته مىشود كه شما را با هم تزويج كند ، در جواب فرمود كه : چگونه مىشود و حال آنكه اشراف قريش او را خواستگارى كردند به ايشان او را تزويج نكرد ؟ ! گفت على : پس من او را از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله خواستگارى كردم ، آن حضرت فرمود كه : خدا مرا امر فرموده است به اينكه او را با تو تزويج كنم . انس گفت : پس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله مرا پيش خواند و فرمود : اى انس ! بيرون رو و دعوت كن بنزد من ابو بكر و عمر بن الخطّاب و عثمان بن عفّان و عبد الرحمان بن عوف و سعد بن ابى وقّاص و طلحه و زبير و چند نفر از انصار را . گفت : آنها را دعوت كردم ، چون همهء آنها در نزد او جمع شدند و مجلس گرفتند على غائب بود ، و عقب حاجتى براى پيغمبر رفته بود ، پس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : ستايش مخصوص خدائيست كه به نعمت خود ستايش كرده شده ، و به قدرت و توانائى خود پرستش كرده شده ، و به پادشاهى خود اطاعت كرده ، و از عذاب و سطوت خود ترسيده شده ، و امر او در آسمان او و زمين او نافذ است ، آنچنان خدائيست كه آفريده‌ها را بقدرت خود آفريده است ، و امتياز داده است ايشان را به احكام خود ، و غلبه داده است ايشان را به سبب دين خود ، و گرامى داشته است ايشان را به پيغمبر خود صلّى اللّه عليه و آله ، مبارك است نام او ، و بلندپايه است بزرگى او ، هم‌داماد شدن را نسب ملحق‌شونده قرار داده ، و بعضى را به بعض ديگر پيوسته ، و مردمان را به آن ملزم كرده ، و گفته است كسى كه گوينده غالبى است : اوست خدائى كه بشر را از آب مخصوص آفريد ، و او را منسوب و داماد قرار داد ، و پروردگار تو بر هر چيزى توانا است ، پس فرمان خدا جارى مىشود به حكم او ، و حكم او جارى مىشود به اندازه‌گيرى او ، و براى هر حكمى اندازه‌ايست ، و براى هر اندازه‌اى مدّتى است ، و براى هر مدّتى نوشته‌ايست ، نابود مىكند خدا آنچه را كه مىخواهد ، و ثابت مىدارد آنچه را كه مىخواهد ، و ريشه هر كتابى در نزد اوست .