نشست و گريست ، جدّه گفت : سبب گريهء تو چيست اى نور ديدهء من ؟ فرمود : الحال پدر من از دنيا مفارقت كرد ، جدّه گفت : اى فرزند گرامى اين سخن مگو ، حضرت فرمود : چنين است كه گفتم . اين واقعه را نوشتند ، چون خبر رسيد در همان ساعت واقع شده بود « 1 » . و اشهر در تاريخ وفات آن حضرت آن است كه در آخر ماه ذىقعده سال دويست و بيستم هجرت واقع شد ، و بعضى دوشنبه ششم ماه ذى حجّه نيز گفتهاند ، و بعضى سهشنبه يازدهم ماه ذى القعده گفتهاند ، و در آن وقت از عمر شريف آن حضرت بيست و پنج سال و دو ماه و كسرى گذشته بود ؛ موافق مشهور مدّت امامت آن حضرت هفده سال و كسرى بوده است « 2 » . ابن شهر آشوب روايت كرده است كه در وقت وفات والد بزرگوار آن حضرت هفت سال ، و چهار ماه و دو روز از عمر شريفش گذشته بود ، و مدّت امامتش هيجده سال بيست روز كم بود « 3 » . در كشف الغمّه از طريق مخالفان روايتى نقل كرده است كه وفات آن جناب روز سهشنبه پنجم ماه مذكور واقع شد « 4 » . به روايت ديگر از محمّد بن سنان روايت كرده است كه عمر شريف آن حضرت در هنگام وفات بيست و پنج سال و سه ماه و دوازده روز بود ، و ولادت آن حضرت در سال صد و نود و پنجم هجرت بود ، و با پدر بزرگوار خود هفت سال و سه ماه زندگانى كرد ، و وفات آن حضرت روز سهشنبه ششم ماه ذيحجّهء سال دويست و بيستم هجرت واقع شد . به روايت ديگر : در وقت وفات والد خود ، نه سال و چند ماه داشت « 5 » . از كتاب دلايل حميرى به سند محمّد بن سنان روايت كرده است كه در وقت وفات از عمر آن حضرت بيست و پنج سال و سه ماه و دوازده روز گذشته بود ، و روز سهشنبه ششم ماه ذيحجّه دويست و بيست واقع شده ، و بعد از پدر بزرگوار خود نوزده سال بيست
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 971
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٩٧١
هامش
( 1 ) عيون المعجزات 119 .
( 2 ) كشف الغمّه 3 / 137 و 143 .
( 3 ) مناقب ابن شهر آشوب 4 / 411 .
( 4 ) كشف الغمّه 3 / 137 .
( 5 ) كشف الغمّه 3 / 155 .