تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
خواهد بود حال او ؟ و حال آنكه حق تعالى مىفرمايد :
وَ ما يَنْطِق عَن الْهَوى * إِن هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى

« 1 » يعنى : سخن نمىگويد آن حضرت از خواهش نفس خود و نيست سخن او مگر وحى كه به او فرستاده مىشود ؛ و مىفرمايد : آنها كه آزار مىكنند خدا و رسول او را خدا لعنت كرده است ايشان را در دنيا و آخرت . و كدام آزار از اين بدتر مىباشد كه پيغمبر به آن بزرگوارى و شفقت و مهربانى را چون بيابند كه نزديك رفتن او شده است ديگر منفعتى از او متصوّر نيست ، كينه‌هاى خود را ظاهر كنند و دست از طاعت او بردارند ، هر چند گويد كه با لشكر اسامه بيرون رويد فرمان نبردند ، و فرمايد كه دوات و قلم بياوريد كه وصيّت‌نامه بنويسم اطاعت نكنند ، براى آنكه مبادا امر خلافت امير المؤمنين را واضح‌تر گرداند ، در همهء احوال حضرت داند كه غرض ايشان آن است كه بعد از آن حضرت انتقام او را از اهل بيت او بكشند ، پس لعنت خدا و رسول بر ايشان باد ، و به هر كه ايشان را مسلمان داند و هر كه در لعن ايشان توقّف نمايد ، تفصيل اين سخن در محل خود بيان خواهد شد ان شاء اللّه تعالى . و سيّد ابن طاووس در كتاب طرف « 2 » از حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام روايت كرده است كه : چون مرض حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سنگين شد ، حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را طلبيد ، سر مبارك خود را در دامان آن حضرت گذاشت و مدهوش گرديد ، چون اذان نماز گفتند عايشه بيرون رفت عمر را گفت : برو با مردم نماز كن ، عمر گفت كه : أبو بكر پدر تو اولى است به نماز كردن ، عايشه گفت : راست مىگوئى و ليكن پدر من مردى است نرم و سست مىترسم كه نگذارند او را كه نماز كند ، تو برو نماز كن ، عمر گفت : او بيايد پيش بايستد من او را مدد مىكنم ، نمىگذارم كه كسى مخالفت نمايد به آنكه محمّد مدهوش است و گمان ندارم كه برگردد و على مشغول اوست ، در اين حالت از او مفارقت نمىنمايد ، و فرصت غنيمت است بايد پيش از آنكه او به هوش بازآيد أبو بكر با مردم نماز كند زيرا كه

هامش
( 1 ) سورهء نجم / آيهء 3 و 4 .
( 2 ) كتاب « الطرف من الأنباء و المناقب في شرف سيد الأنبياء و الأطائب » در وصيت و تصريح پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به خلافت امير المؤمنين على عليه السّلام است ، و اين كتاب به منزلهء استدراكى براى كتاب « الطرائف في مذهب الطوائف » مىباشد . ( الذريعة 15 / 161 ) .