جهان شاه ، حضرت فرمود : بلكه شهربانويه تو را نام كردم ، گفت : اين نام خواهر من است ، حضرت به فارسى فرمود كه : راست گفتى ، پس رو كرد به جانب امام حسين عليه السّلام گفت : اين با سعادت را نيكو محافظت نما ، و احسان كن بسوى او كه فرزندى از تو به هم خواهد رسانيد كه بهترين اهل زمين باشد بعد از تو ، و اين مادر اوصياء و ذريّت طيّبهء من است ، پس امام زين العابدين عليه السّلام از او به هم رسيد . روايت كردهاند كه پيش از آنكه لشكر مسلمانان بر سر ايشان بروند ، شهربانو در خواب ديد كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم داخل خانهء او شد با جناب امام حسين عليه السّلام و او را براى آن حضرت خواستگارى نمود و به او تزويج كرد ، شهربانو گفت : چون صبح شد محبّت آن خورشيد فلك امامت در دل من جا كرد ، و پيوسته در خيال آن جناب بودم ، چون شب ديگر به خواب رفتم حضرت فاطمه عليها السّلام را در خواب ديدم كه نزد من آمد و اسلام بر من عرض كرد ، و من در خواب به دست آن حضرت مسلمان شدم ، پس فرمود : لشكر مسلمانان در اين زودى بر پدر تو غالب خواهند شد و تو را اسير خواهند كرد ، و به زودى به فرزند من حسين خواهى رسيد ، و خدا نخواهد گذاشت كه كسى دست به تو رساند تا آنكه به فرزند من برسى . و حق تعالى مرا حفظ كرد كه هيچكس به من دست نرسانيد تا آنكه مرا به مدينه آوردند ، چون امام حسين عليه السّلام را ديدم دانستم كه همان است كه در خواب با حضرت رسول نزد من آمده بود ، و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرا به عقد او در آورده بود ، به اين سبب او را اختيار كردم « 1 » . شيخ مفيد روايت كرده است كه جناب امير المؤمنين عليه السّلام حريث بن جابر را والى كرد در يكى از بلاد مشرق ، و او دو دختر يزدجرد را براى حضرت فرستاد ، حضرت يكى را كه شاه زنان نام داشت به جناب امام حسين عليه السّلام داد ، و امام زين العابدين عليه السّلام از او به هم رسيد ؛ و ديگرى را به محمّد بن ابى بكر داد ، و قاسم جدّ مادرى حضرت صادق عليه السّلام از او به هم رسيد ، پس قاسم با امام زين العابدين عليه السّلام خاله زاده بودند « 2 » . اشهر در كنيت آن حضرت ابو محمّد است ، و بعضى أبو الحسن نيز گفتهاند . و القاب
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 833
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٨٣٣
هامش
( 1 ) خرايج 2 / 751 .
( 2 ) ارشاد شيخ مفيد 2 / 137 .