تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦

وقتى كه محبّت او بر همهء خلايق تمام شود ، و آتش جهنّم را امر كنند كه او را اطاعت نمايد ؟ آيا راضى نيستى كه ملائكهء مقرّبان براى فرزند تو گريه كنند و بر او نهايت تأسّف و اندوه داشته باشد ؟ آيا راضى نيستى كه هر كه به زيارت او رود در ضمان خدا باشد ، و هر كه به زيارت او رود چنان باشد كه به حج خانهء خدا رفته باشد و حج و عمره به جا آورده باشد ، يك چشم زدن از رحمت حق تعالى خالى نباشد ، و اگر بميرد شهيد مرده باشد ، و اگر زنده بماند پيوسته حافظان اعمال براى او دعا كنند تا زنده باشد ، و هميشه در حفظ و امان خدا باشد تا از دنيا مفارقت نمايد ؟ حضرت فاطمه عليها السّلام گفت : اى پدر راضى شدم ، و امر خدا را تسليم كردم ، و توكّل بر خدا نمودم ، پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دست مبارك خود را بر دل او ماليد و آب ديده‌هاى مبارك او را پاك كرد و فرمود : من و شوهر تو و دو پسر تو در مكانى خواهيم بود كه ديدهء تو روشن و دل تو شاد باشد « 1 » . ابن نما از ابن عبّاس روايت كرده است كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نزديك وفات خود ، حضرت امام حسين عليه السّلام را به سينهء خود چسبانيد و عرق مبارك جبينش بر روى او مىريخت ، و متوجّه عالم بقا بود و مىفرمود : مرا با يزيد چه كار است ، خداوندا لعنت كن يزيد را ، و ساعتى مدهوش شد . چون به هوش بازآمد ، حسين را مىبوسيد و آب از ديده‌هايش مىريخت و مىفرمود كه : اى فرزند ! ميان من و كشندهء تو مقامى خواهد بود نزد خداوند عالميان « 2 » . ابن قولويه به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه روزى حضرت امام حسين عليه السّلام در دامن حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نشسته بود ، حضرت با او بازى مىكرد و او را مىخندانيد ، پس عايشهء ملعونه گفت : يا رسول اللَّه چه بسيار خوش دارى طفلى را ؟ ! حضرت فرمود : واى بر تو چگونه دوست ندارم او را و خوش نيايد مرا و او ميوهء دل من است و نور ديدهء من است ، به درستى كه امّت من او را خواهند كشت ، پس هر كه بعد از شهادت او را زيارت كند ، حق تعالى براى او يك حج از حجّهاى من بنويسد ، عايشه از روى تعجّب

هامش
( 1 ) تفسير فرات كوفى 171 .
( 2 ) مثير الأحزان 22 .