بوده « 1 » . از حضرت صادق عليه السّلام مروى است كه نقش نگين آن حضرت « الحمد للّه » بود « 2 » . در روايت ديگر فرمود : نقش يك انگشتر آن حضرت « لا إله الّا اللّه عدّة للقاء اللّه » بود ، و نقش انگشتر ديگر آن حضرت « ان اللّه بالغ أمره » « 3 » . به روايت حسن ديگر منقول است كه مردى از آن حضرت پرسيد كه مردم مىگويند كه : چون امام حسين عليه السّلام را شهيد كردند ، انگشتر او را از دستش بيرون آوردند ، حضرت فرمود : چنين نيست بلكه امام حسين عليه السّلام امام زين العابدين عليه السّلام را وصىّ خود گردانيده ، انگشتر خود را در انگشت او كرد و امر امامت را به او گذاشت چنانچه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با امير مؤمنان كرد ، و امير المؤمنين با امام حسن ، و امام حسن با امام حسين عليهم السّلام كرد ، و آن انگشتر به پدر من رسيد ، و از پدر من به من رسيد ، اكنون نزد من است و در هر جمعه در دست مىكنم ، و با آن نماز مىكنم . راوى گفت : من در روز جمعه به خدمت آن حضرت رفتم ، او را در اثناى نماز يافتم ، چون فارغ شد دست خود را بسوى من دراز كرد ، در انگشت او انگشترى ديدم كه نقش آن اين بود « لا إله الّا اللّه عدّة للقاء اللّه » فرمود : اين انگشتر جدّم امام حسين عليه السّلام است « 4 » . روايات معتبره دلالت كرده است بر آنكه فاصلهء ميان حضرت امام حسن و امام حسين عليهما السّلام به قدر مدّت حمل بود ، و مدّت حمل حضرت امام حسين عليه السّلام شش ماه بود « 5 » . ابن بابويه به سند معتبر روايت كرده است كه صفيّه دختر عبد المطّلب گفت : من قابلهء حضرت امام حسين عليه السّلام بودم ، چون آن حضرت از شكم مادر به زير آمد ، حضرت رسول عليه السّلام فرمود كه : اى عمّه بياور فرزند مرا ، گفتم : يا رسول اللّه هنوز او را پاكيزه نكردهام ، حضرت فرمود : تو او را پاكيزه مىكنى ؟ ! خدا او را پاكيزه و مطهّر گردانيده است ، چون به خدمت آن حضرت بردم ، او را در دامن گذاشت و زبان مبارك خود را در دهان او
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 476
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٧٦
هامش
( 1 ) عيون أخبار الرضا 2 / 61 ؛ امالى شيخ صدوق 371 .
( 2 ) بحار الأنوار 43 / 258 .
( 3 ) امالى شيخ صدوق 113 .
( 4 ) امالى شيخ صدوق 124 .
( 5 ) علل الشرايع 206 ؛ تفسير قمى 2 / 297 .