مهيّاى سفر آخرت شويد و توشهء آن سفر را پيش از رسيدن اجل تحصيل نمائيد ، بدان كه تو طلب دنيا مىكنى و مرگ تو را طلب مىكند ، بار مكن اندوه روزى را كه هنوز نيامده است بر روزى كه در آن هستى ، بدان كه هر چه از مال تحصيل نمائى زياده از قوت خود در آن بهره نخواهى داشت ، خزينهدار ديگرى خواهى بود ، بدان كه در حلال دنيا حساب است و در حرام دنيا عقاب ، مرتكب شبهههاى آن شدن موجب عقاب است ، پس دنيا را نزد خود به منزلهء مردارى دان ، و از آن مگير مگر به قدر آنچه تو را كافى باشد كه اگر حلال باشد زهد در آن ورزيده باشى ، و اگر حرام باشد در آن وزرى و گناهى نداشته باشى ، آنچه گرفته باشى بر تو حلال باشد چنانچه ميته حلال مىشود در حال ضرورت ، و اگر عتابى باشد عتاب كمتر باشد . از براى دنياى خود چنان كار كن كه گويا هميشه زنده خواهى ماند ، و براى آخرت خود چنان كار كن كه گويا فردا خواهى مرد . اگر خواهى كه عزيز باشى بىقوم و قبيله و مهابت داشته باشى بىسلطنت و حكمى ، پس بيرون رو از مذلّت معصيت خدا بسوى طاعت خدا . هرگاه تو را حاجتى داعى شود و مضطر شوى ، يا كه با مردم مصاحبت كنى ، پس مصاحبت شو با كسى كه مصاحبت او زينت تو باشد ، و اگر او را خدمت كنى تو را محافظت نمايد ، اگر از او يارى طلب كنى تو را يارى كند ، اگر سخنى بگوئى تو را تصديق كند ، اگر بر دشمنى حمله كنى تو را تقويت كند ، اگر دستى دراز كنى به احسان او نيز دست دراز كند ، اگر رخنهاى در احوال تو ظاهر شود آن را سد نمايد ، اگر نيكى از تو ببيند آن را بشمارد و ظاهر كند ، اگر سؤالى كنى از او عطا كند ، اگر ساكت شوى و سؤال نكنى ابتدا كند ، اگر بلائى به او وارد شود تو آزرده شوى ، بايد كه كسى باشد كه از او به تو نرسد مصيبتها و به سبب او بر تو وارد نگردد بليّتها ، در وقتى كه حقوق ضروريّه لازم شود تو را وانگذارد ، اگر در قسمتى با يكديگر نزاع كنيد تو را بر خود اختيار كند .
چون سخنان اعجاز نشانش به اينجا رسيد ، نفس مباركش منقطع شد و رنگش زرد شد ، پس حضرت امام حسين عليه السّلام از در درآمد با اسود بن ابى الاسود و برادر بزرگوار خود را در برگرفت ، سر مبارك او را و ميان دو ديدهاش را بوسيد ، نزد او نشست راز بسيار با يكديگر گفتند ، پس ابو الاسود گفت : انّا للّه و انّا اليه راجعون ، گويا كه خبر فوت امام
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 464
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٦٤