بود كه دو گل بوستان آن حضرت به مسجد در آمدند و پيراهنهاى گلرنگ پوشيده بودند ، مىافتادند و برمىخاستند ، چون نظر آن حضرت بر ايشان افتاد از منبر به زير آمد ايشان را در برگرفت آورد در پيش خود نشاند فرمود كه : فرزندان ما جگرهاى مايند كه بر زمين راه مىروند « 1 » . ايضا به طريق بسيار از جابر و ديگران روايت كردهاند كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : حق تعالى ذريّهء هر پيغمبرى را از صلب او بيرون آورد ، و ذريّت مرا از صلب من و على بيرون آورد . به روايت ديگر : از صلب على بيرون آورد ، فرزندان دختر هر كس به پدر خود منسوب مىشوند به غير از فرزندان فاطمه كه من پدر ايشانم « 2 » . ايضا روايت كرده است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : حسن و حسين امانت منند در ميان امّت من « 3 » . ايضا از جابر روايت كرده است كه گفت : روزى به خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رفتم ديدم كه حسن و حسين را بر پشت خود سوار كرده بود و مىفرمود كه : نيكو شترى است شتر شما ، نيكو سوارانيد شما ، پدر شما بهتر است از شما . اين حديث را به سندهاى بسيار از طرق عامّه از آن حضرت روايت كردهاند « 4 » . ايضا در تفسير ثعلبى از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را مرضى عارض شد ، پس جبرئيل طبقى از انگور و انار بهشت از براى آن حضرت آورد ، چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خواست كه آن را تناول كند در دست آن حضرت تسبيح گفت ، پس امام حسن و امام حسين عليهما السّلام داخل شدند از آن ميوه تناول كردند ، در دست ايشان نيز تسبيح گفت ، پس حضرت امير المؤمنين عليه السّلام داخل شد تناول نمود ، در دست آن حضرت نيز تسبيح گفت ، پس مردى از صحابه داخل شد برداشت كه بخورد ، در دست او تسبيح نگفت . پس جبرئيل گفت : اين طعامى است كه نمىخورد از آن
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 392
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٩٢
هامش
( 1 ) مناقب ابن شهر آشوب 3 / 436 .
( 2 ) مناقب ابن شهر آشوب 2 / 430 .
( 3 ) مناقب ابن شهر آشوب 2 / 430 .
( 4 ) مناقب ابن شهر آشوب 2 / 430 .