هر كس را به قدر طاقتش بر او بار كرده است و تكليف را بر جاهلان سبك گردانيده است .
خداوند شما پروردگارى است رحيم ، و پيشواى شما امامى است دانا ، و ملّت شما دينى است درست . من ديروز مصاحب شما بودم و امروز محل عبرتم از براى شما ، و فردا از شما مفارقت مىنمايم ، پس دلى به دنيا نبسته بودم ، و در دنيا چنان بودم كه كسى در سايهء درختى نشسته باشد ، و آن سايه به زودى از سر او بگردد ، يا آنكه باد خاشاكى چند نزد او جمع كرده باشد و به زودى پراكنده گرداند ، يا آنكه پارهء ابرى سايه بر سر كسى افكنده باشد و به زودى آن سايه از سر او بگردد .
و من در ميان شما مجاورى بودم كه بدنم چند روزى با شما مجاورت مىنمود و روحم به ملأ اعلا متعلّق بود ، به زودى از من بدنى خواهيد ديد خالى از روح ، و ساكن بعد از آن حركتها كه از او مشاهده مىكرديد ، و شجاعتهائى كه از او مىديديد ، و خاموش خواهد بود بعد از آن خطبههائى كه از او مىشنيديد ، و علوم الهى و مناقب ربّانى كه از او فرا مىگرفتيد ، بايد كه پند گيريد از حال من ، و از ساكن شدن حركتهاى من ، و از بيكار ماندن اعضاى من ، زيرا كه پنددهندهتر است شما را از هر سخنگوى بليغى ، وداع مىكنم شما را وداعى كه انتظار مىبرم شما را بار ديگر ، در رجعت قيامت خواهيد ديد زورهاى مرا ، و بزرگيهاى مرا و آنچه از قدر و منزلت من از شما پنهان است در آن روز ظاهر خواهد شد .
چون من از ميان شما بروم ، قدر مرا خواهيد شناخت ، چون ديگرى به جاى من نشيند مرا ياد خواهيد كرد .
اگر باقى بمانم خود ولىّ خون خود خواهم بود ، و اگر بروم فنا و نيستى وعدهگاه ماست ، پس اگر عفو كنيد عفو از براى من قربت است و از براى شما حسنه است ، پس عفو كنيد و از بديهاى مردم درگذريد ، آيا نمىخواهيد كه حق تعالى شما را بيامرزد ، زهى حسرت بر صاحب عقلى كه عمرش در قيامت بر او حجّت باشد ، يا ايّام زندگانى او را به بدبختى و شقاوت اندازد ، بگرداند خدا ما را و شما را از آنها كه رغبت دنيا مانع نمىگردد ايشان را از اطاعت حق تعالى و بعد از مرگ بر ايشان عذابى و شدّتى نازل نمىشود ، به درستى كه ما همه از براى مرگ آفريده شدهايم و بازگشت ما به سوى مرگ است ، پس
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 328
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٢٨