بر تو صلوات فرستد ، حق تعالى گناهان او را بيامرزد و او را ملحق گرداند به من در هر جاى از بهشت كه باشم « 1 » . در كتاب بشارة المصطفى به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه روزى حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نماز عصر را ادا كرد ، چون از نماز فارغ شد در محراب نشست و مردم بر دور آن حضرت نشسته بودند ، ناگاه مرد پيرى پيدا شد از مهاجران عرب و جامههاى كهنه پوشيده بود ، از نهايت پيرى خود را نگاه نمىتوانست داشت ، پس حضرت متوجّه او گرديد و احوال از او پرسيد ، مرد پير گفت : يا رسول اللّه من گرسنهام مرا طعام ده ، و برهنهام مرا جامه ده ، و فقيرم مرا بىنياز گردان . حضرت فرمود كه : از براى تو چيزى نزد خود نمىيابم و ليكن دلالت كنندهء بر خير مثل كنندهء آن است ، برو به سوى خانهء كسى كه خدا و رسول او را دوست مىدارند و او خدا و رسول را دوست مىدارد و رضاى خدا را بر جان خود اختيار مىكند ، برو به سوى حجرهء فاطمه ، و خانهء آن حضرت متّصل بود به حجرهاى كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم براى خود مقرّر فرموده بود ، هرگاه مىخواست كه از زنان تنها شود به آن حجره مىآمد . پس حضرت بلال را فرمود كه : اين مرد را ببر به خانهء فاطمه ، چون آن مرد پير به در خانهء فاطمه رسيد به آواز بلند ندا كرد كه : « السّلام عليكم يا اهل بيت النبوّة و مختلف الملائكة و مهبط جبرئيل الرّوح الأمين بالتنزيل من عند رب العالمين » يعنى : سلام بر شما باد اى اهل خانهء پيغمبرى ، و محل آمدن و رفتن ملائكه ، و محل نزول جبرئيل روح الامين با قرآن مجيد از جانب پروردگار عالميان ، پس حضرت فاطمه گفت : بر تو باد سلام كيستى تو ؟ گفت : من مرد پيرى از عرب ، آمدهام به سوى پدر تو و هجرت كردهام از مكان دورى ، اى دختر محمّد گرسنه و برهنهام ، پس مواسات كن با من از مال خود تا خدا تو را رحمت كند . و حضرت فاطمه عليها السّلام و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سه روز بود كه طعام تناول نكرده بودند ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آن حالت را از ايشان مىدانست .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 185
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٨٥
هامش
( 1 ) كشف الغمّه 2 / 100 .