تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
برگشت . حضرت فرمود كه : اى اعرابى آيا سير شدى و پوشيده شدى ؟ اعرابى گفت : بلى مستغنى و بىنياز شدم پدر و مادرم فداى تو باد ، حضرت فرمود كه : پس جزا ده فاطمه را به آنچه كرد نسبت به تو اى اعرابى ، گفت : خداوندا توئى پروردگارى كه تو را حادث نيافته‌ايم ، هميشه بوده‌اى ، و خدائى كه عبادت كنيم به جز تو نداريم ، و توئى روزى دهندهء ما بر همه حال ، خداوندا عطا كن به فاطمه آنچه ديده نديده باشد ، و گوشى نشنيده باشد . پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمين گفت بر دعاى او و رو به اصحاب خود كرد و فرمود كه : حق تعالى به فاطمه عطا كرده است در دنيا آنچه اعرابى براى او سؤال كرد ، زيرا كه منم پدر او ، و احدى از عالميان مثل من نيست ، و على شوهر اوست كه اگر على نمىبود فاطمه را جفتى و مانندى نبود ، حق تعالى به او حسن و حسين را عطا كرده ، و به هيچ‌كس از عالميان چنين فرزند نداده است ، و بهترين فرزندزادگان پيغمبرانند ، و بهترين جوانان بهشتند . در آن وقت در برابر آن حضرت سلمان و مقداد و عمّار نشسته بودند ، پس فرمود كه : مىخواهيد زياده بگويم ؟ گفتند : بلى يا رسول اللّه ، فرمود كه : جبرئيل عليه السّلام به نزد من آمد و گفت : چون فاطمه از دنيا رحلت كند و او را دفن كنند ، دو ملك در قبر او آيند و از او سؤال كنند كه : كيست پروردگار تو ؟ او در جواب گويد كه : خداوند عالميان پروردگار من است ، پس گويند كه : كيست پيغمبر تو ؟ گويد كه : پدر من ، گويند كه : كيست ولىّ و امام تو ؟ گويد : اين كه در كنار من ايستاده است على بن أبي طالب . پس فرمود كه : ديگر بگويم از فضائل او ، به درستى كه حق تعالى موكّل گردانيده است به فاطمه گروه بسيارى از ملائكه را كه محافظت مىنمايند او را از پيش رو و از پشت سر و از جانب راست و از جانب چپ ، و آن ملائكه با اويند در حيات او ، و بعد از وفات او نزد قبر او خواهند بود ، و صلوات بسيار مىفرستند بر او و بر پدرش و بر شوهرش و فرزندانش . پس هر كه او را زيارت كند بعد از وفات من چنان است كه مرا زيارت كرده است در حيات من ، و هر كه على را زيارت كند چنان است كه فاطمه را زيارت كرده باشد ، و هر كه حسن و حسين را زيارت كند چنان است كه على را زيارت كرده باشد ، و كسى كه
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 187 | العلامة المجلسي