تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣

حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به خواب نمىرفت تا آنكه روى انور حضرت فاطمه را مىبوسيد ، و روى خود را در ميان دو پستان آن نور ديدهء خود مىگذاشت و از براى او دعا مىكرد « 1 » . از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : از آن حضرت سؤال كردند از معنى حيّ على خير العمل ، حضرت فرمود : يعنى بشتابيد به نيكى كردن به سوى فاطمه و فرزند فاطمه تا روز قيامت كه آن بهترين اعمال است « 2 » . ثعلبى و ديگران از مفسّران عامّه روايت كرده‌اند كه چون اهل بهشت ساكن گردند در بهشت ، نورى مشاهده كنند كه تمام بهشت روشن گردد به آن ، پس اهل بهشت گويند : پروردگارا تو در قرآن فرستادى كه اهل بهشت آفتاب نمىبينند ، اين چه نور است كه مشاهده كرديم ؟ پس منادى ندا كند : اين نور آفتاب و ماه نيست بلكه على و فاطمه خنديدند ، اين نور ايشان است « 3 » . ايضا روايت كرده‌اند كه بسيار بود كه حضرت فاطمه عليها السّلام مشغول عبادت بود ، يكى از فرزندان مطهّر او مىگريستند در گهواره ، حق تعالى ملائكه را امر مىكرد كه گهواره را حركت مىدادند تا آن حضرت از عبادت فارغ مىشد « 4 » . در كتاب كشف الغمّه به سند معتبر از حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام روايت كرده‌اند كه حق تعالى چون آدم و حوّا را خلق كرد ، افتخار كردند در بهشت ، آدم به حوّا گفت : حق تعالى خلقى از ما بهتر نيافريده . پس حق تعالى وحى كرد به سوى جبرئيل كه دو بندهء من آدم و حوّا را ببر به سوى فردوس اعلى ، چون آدم و حوّا داخل فردوس شدند نظر كردند بسوى دخترى كه بر روى تختى از تختهاى بهشت نشسته بود و تاجى از نور بر سر داشت و در گوشهاى خود دو گوشواره از نور داشت ، جميع بهشتها از نور روى او روشن گرديده بود . پس آدم گفت : اى حبيب من جبرئيل كيست اين دختر كه تمام بهشت از نور روى او روشن گرديده است ؟ جبرئيل گفت : اين فاطمه دختر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است ، و او پيغمبرى

هامش
( 1 ) مناقب ابن شهر آشوب 3 / 382 .
( 2 ) مناقب ابن شهر آشوب 3 / 373 .
( 3 ) مناقب ابن شهر آشوب 3 / 376 .
( 4 ) مناقب ابن شهر آشوب 3 / 385 .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 183 | العلامة المجلسي