تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠

ايضا به سند صحيح از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : در سال چهل و يكم هجرت ، معاويه ارادهء حج كرد ، و نجّارى را با چوبها و آلتها فرستاد و نامه به والى مدينه نوشت كه منبر حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را بكن و به قدر منبرى كه من در شام دارم بساز . چون ارادهء كندن منبر آن حضرت كردند ، آفتاب منكسف شد و زلزلهء عظيمى در زمين پيدا شد ، و ايشان دست برداشتند و آن قضيّه را به معاويه نوشتند ، و آن ملعون در جواب ايشان نوشت كه : آنچه نوشته‌ام البتّه مىبايد كرد . پس ايشان به گفتهء آن ملعون منبر آن حضرت را كندند و بزرگ كردند « 1 » . صفّار و ديگران به سندهاى صحيح معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده‌اند كه : حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روزى به اصحاب خود گفت : زندگى من بهتر است براى شما و مردن من بهتر است براى شما ، صحابه گفتند : يا رسول اللّه مىدانيم كه حيات تو براى ما بهتر است و به سبب تو هدايت يافتيم از ضلالت و از كنار گودال آتش نجات يافتيم ، به چه سبب مردن تو از براى ما خير است ؟ حضرت فرمود : بعد از فوت من ، عملهاى شما را بر من عرض مىنمايند ، پس هر عمل نيك كه از شما مىبينم دعا مىكنم كه خدا توفيق شما را زياد گرداند ، و هر عمل بد كه از شما مىبينم براى شما از خدا طلب آمرزش مىنمايم . پس مردى از منافقان گفت : يا رسول اللّه چگونه براى ما دعا خواهى كرد در وقتى كه استخوانهاى تو خاك شده باشد ؟ حضرت فرمود : نه چنين است ، زيرا كه حق تعالى گوشتهاى ما را بر زمين حرام كرده است ، و بدن ما در زمين نمىپوسد و كهنه نمىشود « 2 » . ايضا به سندهاى معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده‌اند كه : هيچ پيغمبرى و وصىّ پيغمبرى در زمين زياده از سه روز نمىماند تا آنكه روح و گوشت و استخوان او به آسمان بالا مىرود ، و مردم به سوى جاى بدنهاى ايشان مىروند ، و از دور و نزديك سلام مردم به ايشان مىرسد « 3 » . ايضا به سندهاى معتبر بسيار از آن حضرت روايت كرده‌اند كه : چون ابو بكر از

هامش
( 1 ) كافى 4 / 554 .
( 2 ) بصائر الدرجات 444 .
( 3 ) بصائر الدرجات 445 .