نشده بود به وفات احدى از خلق از پيغمبرى و نازل شدن وحيهاى آسمانى ، مصيبت تو چندان عظيم شد كه تسلّى فرمايندهء مصيبتهاى ديگران گرديد ، و محنت وفات تو چنان عام گرديد كه همهء خلق صاحب مصيبتاند در تعزيت تو . و اگر نه آن بود كه امر كردى به صبر كردن و نهى فرمودى از جزع نمودن ، هرآينه آبهاى سر خود را در مصيبت تو فرو مىريختم ، و هرآينه درد مصيبت تو را هرگز دوا نمىكردم ، و جراحت مفارقت تو را از سينه بيرون نمىكردم ، و اينها در مصيبت تو اندكى است از بسيار ، و اندوه و حسرت را چاره نمىتوان كرد ، و حزن مفارقت تو بر طرف شدنى نيست ، پدر و مادرم فداى تو باد ، ياد كن ما را نزد پروردگار خود و ما را از خاطر خود بيرون مكن ، پس بر روى آن حضرت در افتاد و روى مباركش را بوسيد و آه حسرت از سينهء پردرد بركشيد ، پس جامه را بر روى آن حضرت پوشانيد « 1 » . و در بصائر الدرجات روايت كرده است كه : روزى كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را غسل داد ، حق تعالى به او راز گفت « 2 » . ايضاً به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه چون حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به عالم بقا رحلت نمود ، نازل شدند جبرئيل و ملائكه و روح كه در شب قدر بر آن حضرت نازل مىشدند ، پس حق تعالى ديدهء امير المؤمنين عليه السّلام را منوّر گردانيد كه ايشان را از منتهاى آسمانها تا زمين مىديد ، و ايشان معاونت آن حضرت مىنمودند در غسل دادن رسول خدا و نماز كردن بر او و قبر شريفش را حفر مىكردند ، و به خدا سوگند كه كسى به غير از ملائكه قبر آن حضرت را نكند ، تا آنكه امير المؤمنين عليه السّلام آن حضرت را به قبر برد ، ايشان با آن حضرت داخل قبر شدند ، و رسول را در قبر گذاشتند . پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با ملائكه به سخن آمد ، و حق تعالى گوش امير المؤمنين را شنوائى آن سخنان داد ، و شنيد كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ملائكه را سفارش على عليه السّلام مىكند ، پس حضرت گريان شد و شنيد كه ملائكه در جواب گفتند : ما در خدمت و اعانت و يارى و خيرخواهى او تقصير نخواهيم كرد ، و اوست صاحب و امام و پيشواى ما بعد از
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 137
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣٧
هامش
( 1 ) امالى شيخ مفيد 102 .
( 2 ) بصائر الدرجات 411 .