تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
در امّت تو . اگر آن حضرت را وجعى بود در جواب مىفرمود : درد دارم ، و جبرئيل در جواب مىگفت كه : اى محمّد هيچ‌كس گرامىتر نيست نزد حق تعالى از تو ، و براى آن تو را درد داده است كه دوست مىدارد صداى دعاى تو را بشنود ، و مىخواهد درجات تو را در آخرت بلندتر گرداند ؛ و اگر آن حضرت مىفرمود : من در راحت و عافيتم ، جبرئيل مىگفت : خدا را حمد كن بر عافيت كه حق تعالى حمد حامدان را مىپسندد ، و نعمت خود را بر ايشان افزون مىگرداند . پس حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : هرگاه كه جبرئيل نازل مىشد و آثار آمدن او بر ما ظاهر مىگرديد ، همه از آن خانه بيرون مىرفتند به غير از من آيد ، پس در مرتبهء آخر جبرئيل به رسول خدا گفت : يا محمّد ! پروردگار تو سلام مىرساند تو را و از حال تو سؤال مىنمايد با آنكه بهتر مىداند ، حضرت فرمود : خود را بر جناح سفر آخرت مىبينم و آثار مرگ را در خود مشاهده مىنمايم ، جبرئيل گفت : يا محمّد بشارت باد تو را كه حق تعالى مىخواهد به سبب اين حالى كه در تو هست درجات تو را بلند گرداند از آنچه هست با آنكه درجهء هيچ‌كس به درجهء تو نمىرسد ، پس حضرت فرمود : اى جبرئيل ! ملك موت رخصت طلبيد و به خانهء من داخل شد و من از او مهلت طلبيدم تا تو به نزد من آيى ، جبرئيل گفت : يا محمّد ! پروردگار عالميان به سوى تو مشتاق است و ملك موت به غير از تو از هيچ‌كس رخصت نطلبيده و نخواهد طلبيد ، رسول خدا فرمود : اى جبرئيل حركت مكن تا ملك موت برگردد ؛ پس حضرت ، زنان و فرزندان خود را طلب نمود كه با ايشان وداع كند و حضرت فاطمه را فرمود : نزديك من بيا اى دختر ، پس فاطمه را در بر كشيد و بوسيد و رازى در گوش او گفت ، چون جناب فاطمه عليها السّلام سر برداشت آب از ديده‌هاى مباركش ريخت ، پس رسول خدا بار ديگر او را به نزديك خود طلبيد و در بر كشيد و رازى در گوش او گفت ، چون سر برداشت خندان گرديد . پس زنان رسول خدا از آن حال تعجّب كردند ، چون از آن مخدّره سؤال كردند فرمود : او مرتبه خبر وفات خود را به من گفت و به اين سبب گريان شدم ، و در مرتبهء دوّم فرمود :
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 135 | العلامة المجلسي