تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 970

مساهمون:

ص٩٧٠
خدرى روايت كرده كه در اين داستان وقتى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و إله پرسيد چه ميبينى و دجال گفت : تختى را بر روى آب ميبينم ، حضرت فرمود : تو تخت شيطان را بر روى دريا ميبينى ! سپس پرسيد چه ميبينى ؟ گفت دو خبر راست و يك خبر دروغ يا اينكه دو خبر دروغ و يك خبر راست ميبينم . پيغمبر فرمود : مطلب بر وى مشتبه شده او را رها كنيد . ابن اثير در « نهايه » در باره اين روايت ميگويد : پيغمبر از ابن صياد پرسيد : چه چيزى را در سينه براى تو پنهان كرده‌ام گفت : « دخ » بضم يا فتح دال ، يعنى دود . و مقصود حضرت كه فرمود : چيزى را در سينه براى تو پنهان كرده‌ام ، آيه
يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِينٍ
« 1 » يعنى : روزى كه آسمان با دود آشكار ، مىآيد بود . و هم ابن اثير ميگويد : گفته شده كه عيسى بن مريم دجال را در « جبل دخان » يعنى كوه دود بقتل مىرساند . بنا بر اين شايد سؤال پيغمبر اشاره بقتل وى بوده است . زيرا ابن صياد گمان ميكرد كه خود همان دجال است . و اينكه پيغمبر بوى فرمود « تو از آنچه برايت مقرر شده هرگز تجاوز نميكنى » فراء در شرح السنه ميگويد : خطابى گفته است : اين فقره به دو گونه تصور مىشود : يكى اينكه كار او به آنجا نميرسد كه بوسيلهء وحى از غيب اطلاع پيدا كند ، چنان كه پيغمبران مطلع ميشوند ، و از راه الهام
هامش
( 1 ) سورهء دخان آيه 10 .