تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
در صورتى كه اين نيز نشانه عدم آشنائى و انصاف اين قبيل افراد ( اعم از دوست و دشمن و خودى و بيگانه و عالم و جاهل ) مىباشد . زيرا اگر اينان با يك مطالعه سطحى علل تأليف بحار و زمان و مكان و شرائطى را كه موجب تصميم علّامهء مجلسى براى انجام اين منظور گرديد ، در نظر ميگرفتند ، نه تنها اين طور در بارهء اين كتاب فكر نميكردند ، بلكه مانند افراد مطّلع و اهل فنّ ، به روح بزرگ و همت عالى علامهء مجلسى درود ميفرستادند . گرچه علّامهء مجلسى خود در مقدّمهء جلد اول بحار علل تأليف كتاب را شرح ميدهد ، و احتياج به توضيح بيشتر ندارد ولى با اين وصف لازم ميدانيم كه مختصر توضيحى در اين باره بدهيم : علّامهء مجلسى در عصرى ميزيسته كه فلسفه و عرفان ، فقه و حديث اهل بيت را تقريبا تحت الشعاع قرار داده بود ، علما و فقهاى شيعه بيشتر ميل بفلسفه داشتند ، و فقه و حديث در درجهء دوم أهميت قرار داشت . اندكى پيش از وى فيلسوف نامى ميرداماد و بعد از او شاگردش صدر المتألّهين شيرازى و فرزند وى و دامادهايش ملا عبد الرّزاق لاهيجى و ملا محسن فيض از كسانى بودند كه عمر خود را در فلسفه و عرفان صرف كرده و در اوائل كار و پيش از احساس خطر بمنقول و حديث و اخبار كمتر توجه داشتند . ادامه اين وضع مكتب اهل بيت و رواج افكار نورانى آنها را سخت مورد تهديد قرار ميداد ، و آيندهء وخيمى را براى علوم دينى مجسم ميساخت .