، در كتاب فيض القدسى ميگويد : اين سخن كسى است كه اهل تأليف و تصنيف نيست زيرا بيرون آوردن اخبار از كتابها و جمع كردن در يك جا نميتواند شخصى را فقيه كند ، در صورتى كه ما علّامهء مجلسى را با دانش و فقه و علم بسيار مىبينيم ، تا جايى كه بزرگانى چون استاد كل وحيد بهبهانى و علّامهء بحر العلوم و استاد اعظم حاج شيخ مرتضى انصارى در آثار خود از وى به « علّامهء » تعبير ميكنند .
اين نظريهء علّامهء نورى بود ، ما نيز با قلّت اطلاع و بضاعت مُزجاة در اين باره مطالعات زيادى نموديم و مخصوصا نسخههاى خطى بحار الانوار را مشاهده كرده ، خصوصيات آن را ملاحظه نموديم و اينك خلاصه مطالعات خود را در زير مىآوريم :
اولا در هيچ يك از كتب « تراجم » علما و هيچ كتاب ديگرى نديدهايم كه نوشته باشند علامهء مجلسى اين كتاب را با كمك شاگردان خود نوشته ، و اين حرف شايعهاى بيش نيست ، و شايد اشخاص مغرض باعث انتشار آن در بين عوام مردم شده باشند و بعد هم سرايت به بعضى از خواص كرده ، و آنها نيز بدون تعمّق و تتبّع و رنج مطالعه ، اين سخنان واهى را بر زبان رانده و ميرانند .
ثانيا بسيار دور مينمايد كه هيئتى از فضلا و شاگردان مجلسى مأمور اين كار پر زحمت شده باشند ، و با اين وصف علّامهء مجلسى با آن مقام شامخ علمى و دينى در مقدّمهء بحار و يا در خاتمهء كار اشاره به آن اشخاص مؤثر نكرده باشد ! علامهء مجلسى در جلد بيست و پنجم صريحا مينويسد : يكى از شاگردانم اخيرا كتابهائى را پيدا كرده و به من اطلاع داده است . كه بظنّ قوىّ مقصود نابغهء نامى ميرزا عبد اللَّه اصفهانى مؤلف « رياض العلماء » بوده است . كسى كه از اين يك كار كوچك شاگردش تمجيد مىكند ، و از نوشتن آن ابا ندارد ، چطور ممكن است از زحمات كلّى آنها در تأليف بحار نام نبرد ؟
ثالثا - ميرزا عبد اللَّه اصفهانى نامبرده كه شرح حال استادش را در « رياض - العلماء » نوشته و همچنين ميرزا محمد اردبيلى شاگرد دانشمند ديگرش در كتاب « جامع الرواة » ، و سيد نعمت اللَّه جزائرى در تأليفات خود ، و شيخ حُرّ عاملى همعصر
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 79
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧٩