دست اشاره بشاهراهى نمود و ما به راه افتاديم وقتى از او دور شديم ، يكى از ما گفت : شما از منزل خود براى تأمين معيشت خارج شدهايد ، با اينكه روزى بدست شما آمد ولى آن را از دست داديد ( يعنى برويم و اثاث آن مرد را غارت كنيم ! ) يكى از ما او را از اين عمل برحذر داشت و ديگرى گفت : برويم و غارت كنيم ! سرانجام همه بنا گذاشتيم كه او را غارت كنيم .
پس برگشتيم ، چون او ديد كه ما برميگرديم كمربند خود را محكم بست و شمشيرى برداشت و حمايل كرد و نيزهء خود را بدست گرفت و سوار اسب اشهب شد ، و جلو آمد و گفت : نفس زشتكار شما عمل زشتى براى شما باقى نگذارد ! گفتيم اتفاقا چنين قصدى داريم ، سپس حرفهاى درشتى بوى گفتيم ، و او طورى خشمگين شد كه از خشم و صداى او همه بوحشت افتاديم و از پيش رويش گريختيم . آنگاه روى زمين خطى ميان خود و ما كشيد و گفت :
بجدم پيغمبر قسم كه اگر يكنفر از شما از اين خط بگذرد ، گردنش را ميزنم . پس ما با رسوائى مراجعت كرديم . به خدا قسم علوى حقيقى او بود نه امثال اينان كه در كوفه هستند » اين بود آنچه ما از كتاب « السلطان المفرج عن اهل الايمان » در اينجا نقل نموديم .
شيخ منتجب الدين « 1 » در كتاب « فهرست » مينويسد : ثار باللَّه مهدى بن ثار
هامش
( 1 ) شيخ منتجب الدين رازى از مشاهير دانشمندان قرن ششم هجرى است . وى نوادهء محدث نامى حسين بن على بن بابويه قمى است و شيخ صدوق عموى جد اوست . شيخ منتجب الدين مانند معاصر خود « ابن شهر آشوب مازندرانى » بفيض ملاقات بسيارى از مردان با فضيلت و فقهاء و محدثين بزرگ رسيده و از آنان بدريافت اجازات نائل گشته است . و هم بسيارى از دانشمندان شيعه و سنى از وى اجازه گرفته و نزد او مراسم شاگردى به عمل آوردهاند . دانشمندانى كه جزء اساتيد شيخ منتجب الدين بشمار آمدهاند ، بيش از صد نفر مىباشند ! اغلب ايشان در شهرهاى دور دست و نواحى مختلف ميزيستند . او براى ديدن آنها به تمام نقاطى كه سراغ داشته سفر نموده و از علم و فضل و كتابهاى آنها استفاده كرده است .
مؤلف در مقدمه جلد يكم بحار مىنويسد : « شيخ منتجب الدين از مشاهير محدثين است كتاب « فهرست » او در منتهاى شهرت مىباشد .
شهيد دوم مىگويد : « وى در ضبط حديث دقيق بود و از استادان بسيار روايات بيشمارى نقل كرده » تمام علماى ما و جمعى از دانشمندان اهل سنت او را از بزرگان ثقات و فحول محدثين دانسته ، مهارت و امانت و حفظش را به بهترين وجه ستودهاند .
رافعى قزوينى كه از دانشمندان معروف اهل تسنن و شاگرد اوست در كتاب « التدوين في اخبار قزوين » شيخ منتجب الدين استاد خود را به نيكى ستوده و ميگويد : « وى به حد اكمل از شنيدن و ضبط و حفظ و جمع حديث بهرهمند بود . آنچه مىيافت يادداشت مىكرد و از هر دانشمندى و محدثى كه ميديد استماع حديث مىنمود او از لحاظ جمع حديث و استماع از استادان فن ، در اين زمانها كم نظير است » .
شيخ منتجب الدين بيشتر بمطالعه و استفادهء علوم از محضر استادان مىپرداخته و كمتر بتأليف و تصنيف نظر داشته است . او يادداشتها و تعليقات بسيارى داشته ولى امروز جز چند كتاب چيزى از وى نمانده و در جايى از آن نام نمىبرند .
يكى از تأليفات او تاريخ بزرگى بوده كه بگفتهء رافعى مسوده مانده و مىگويد : گمانم مسودهء آن نيز از ميان رفته است . گويا اين همان تاريخ رى است كه ابن حجر عسقلانى در ( لسان - الميزان ) از وى زياد نام ميبرد و مكرر ميگويد : « ابن بابويه در تاريخ رى گفته . . . » كه البته اين ابن بابويه همان شيخ منتجب الدين است .
و ديگر كتاب « الاربعين عن الاربعين من الاربعين في فضائل امير المؤمنين » مشتمل بر چهل روايت از چهل استاد بنقل از چهل نفر از صحابه پيغمبر است ! و ديگر كتاب نفيس « فهرست » اوست كه از مشهورترين كتب فهرست شيعه است و همين كتاب است كه بيشتر نام او را مشهور گردانيده است . فهرست شيخ منتجب الدين كتاب كوچكى است ولى محكم و پر مغز و مورد اعتماد و استناد تمام دانشمندان ماست .
اين كتاب بضميمهء جلد بيست و پنجم بحار الانوار چاپ شده و طبق نوشته علامهء مفضال آقاى شيخ آقا بزرگ تهرانى در « مصفى المقال » يكى از تأليفات رجالى حضرت آيت اللَّه العظمى آقاى بروجردى دامت بركاته ، كتابى در ترتيب همين فهرست شيخ منتجب الدين و مستدرك آنست .