اديان آسمانى در اين عقيده متفقند كه عمرهاى زياد و طول آن ، امر جايزى است چنان كه تورات هم متضمن اين معنى هست ، و از اين حيث ميان يهود در گفتهء تورات اختلافى نيست .
در تورات نوشته است كه : حضرت آدم ابو البشر نهصد و سى سال در جهان زيست شيث نهصد و دوازده سال ، انوش نهصد و پنج سال ، قينان نهصد و ده سال ، مهلائيل هشتصد و نود و پنج سال ، بود نهصد و شصت و دو سال ، اخنوخ كه همان ادريس پيغمبر است نهصد و شصت و پنج سال ، لمك هفتصد و شصت و هفت سال ، نوح نهصد و پنجاه سال سام ششصد سال ، ارفخشاو چهار صد و نود هشت سال ، شالخ چهار صد و نود و سه سال عابر هشتصد و هفتاد سال ، فالغ دويست و نود و نه سال . ارغو دويست و شصت سال ، ياحور صد و چهل و شش سال ، تارخ صد و هشتاد سال . ابراهيم صد و هفتاد و پنج سال اسماعيل صد و سى و هفت سال ، اسحاق صد و هشتاد سال .
سپس كراجكى ميگويد : اين بود آنچه تورات ثبت كرده و نزد تمام يهود و نصارا مسلم است و خلافى نيست ، دين مقدس اسلام هم متضمن اين گونه عمرهاى طولانى هست . ما هيچ يك از علماى اسلام را نيافتهايم كه عمرهاى طولانى را انكار كرده باشد بلكه همه اتفاق دارند كه طول عمر امرى جايز الوقوع است . سپس كراجكى جمعى از معمّرين گذشته را نام برده و احوال و اشعار آنها را نقل مىكند .
به خط شريف بزرگوار سيد رضى ( رضى اللَّه عنه ) « 1 » حاشيهاى ديدم كه بر تقويمى كه بتاريخ يك شنبه پانزدهم محرم سال 381 جمع آورى كرده نوشته بود : براى وى نقل كردهاند كه پيرمردى در شام بوده كه سنش از صد و چهل سال تجاوز كرده بود .
من سوار شده نزد وى رفتم و او را با خود آورده و نزديك خانهام در محلهء كرخ جاى دادم . وى مردى اعجوبه بود . او امام حسن عسكرى عليه السّلام را ديده بود و اوصاف آن حضرت را نقل ميكرد و نظير اين عجائب بسيار ديده بود . »
مؤلف : باب اخبار معمّرين تا اينجا پايان مييابد علت اينكه اين باب را با
هامش
( 1 ) رجوع كنيد بصفحه 345 .