در يك جا اجتماع ميكنند . چيزى نميگذرد كه پايهء دوستىشان بهم مىخورد و از هم جدا ميگردند . اعتماد بر خويشى منمائيد كه باعث جدائى شما خواهد شد . خويش كسى است كه دلش به تو نزديك باشد .
اموال خود را بنگريد و آن را اصلاح كنيد ، كه اصلاح آن بسته باصلاح شماست .
هيچ كس بر مال برادرش چنان اعتماد نمينمايد كه رفع احتياج خود را در آن ببيند هر كس چنين كند مثل اينست كه آب را در مشت خود نگهدارد . كسى كه استغناء طبع دارد نزد كسانش بزرگ است . اسبان را نيكو بداريد . چرخريسى شعار خوبى براى زنان است .
چارهء آدم نااميد فقط صبر و شكيبائى است .
فروة بن ثعلبة بن نفايه سلولى ،
يك صد و سى سال در عهد جاهليت زيست ، سپس اسلام را درك نمود و مسلمان شد .
مصاد بن جناب بن مراره
از اولاد عمرو بن يربوع بن حنظلة بن زيد بن منات صد و چهل سال عمر نمود .
قسّ بن ساعده
ششصد سال عمر كرد . اشعار زير از اوست :
هل الغيث يعطى الأمن عند نزوله * به حال مسىء في الأمور و محسن ؟
و من قد تولّى و هو قد فات ذاهبا * فهل ينفعنى « ليتنى » و « لو انّنى »
يعنى : آيا اثر نافع باران هنگام فرود آمدنش ، نسبت بمردم بدكردار و نيكو كار يكسان است ؟ كسى كه مرگش فرا رسد ديگر از ميان رفته است ، آيا گفتن : « اى كاش من نمىمردم » سودى به حال من دارد ؟ ( يعنى همانطور كه باران براى بدكاران مفيد نيست همين طور تمناى نمردن هم سودى به حال من ندارد ) چنان كه لبيد گفته است :
و اخلف قسّا ليتنى و لو انّنى * و أعيا على لقمان حكم التدبّر
يعنى : قسّ بن ساعده جمله « كاش من نميمردم » را بعد از خود باقى گذارد و مرگ تدبير و حكمت لقمان را درمانده كرد .
حرث بن كعب مذحجى
صد و شصت سال در جهان زيست .