تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤
گويند چون وى از بعثت رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله مطلع گشت فرزندش را با لشكرى بسوى حضرت فرستاد و گفت : اى فرزند ! من با سخنانى چند تو را پند دهم . پس از من بنويس و از هنگامى كه ميروى تا گاهى كك برميگردى در نظر داشته باش ! نخست اينكه احترام ماه رجب را از دست مده « 1 » و در آن دست بجنگ مزن زيرا احترام ماه در حقيقت احترام بمردمى است كه در آن ماه زندگى ميكنند . در ميان هر قوم بر مردم سربلند آنها فرود آى ، و با بزرگان آنان عهد و پيمان به بند . با افراد پست و فرومايهء آنها آميزش مكن ، زيرا او خود را خوار كرده و اگر خويشتن را عزيز ميداشت قوم او نيز او را عزيز ميداشتند . من اين مرد ( پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله ) را ميشناسم . نسب او را ميدانم . از خاندان قريش و عرب اصيل است . اين مرد از دو حال بيرون نيست : يا ميخواهد بر مردم سلطنت كند كه در اين صورت ميبايد تو او را محترم و بزرگ شمارى و مقابل او بايستى و جز با اجازه يا اشارهء وى ننشينى ، چه اگر پادشاه باشد ، اين كار تو براى دفع شر و جلب نفع خودت لازم و ضرورى است . و اگر او پيغمبر باشد ، باز احترام و بزرگداشت وى بر تو حتمى است . چه خداوند دوست نمىدارد كسى نسبت به آنها عمل زشت مرتكب شود . پيغمبر كارى نميكند كه موجب پشيمانى باشد . بلكه افراد نيك و برگزيده را بسوى خود راه ميدهد . خطا و اشتباه نميكند ، تا مورد سرزنش قرار گيرد . كار او با فكر و صلاحديد
هامش
( 1 ) در ايام جاهليت چهار ماه رجب ، محرم ، ذى القعده و ذى الحجه محترم و جنگ در آنها حرام بوده است .