تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
مؤلف : « فرزند كنيزى سياه » ظاهرا با روايات بسيارى كه راجع بمادر آن حضرت رسيده مخالف است . ممكن است ، از كنيز سياه مادر يا مربيهء مادر حضرت منظور باشد « 1 » .

حديث سدير صيرفى

نيز در كمال الدين است كه سدير صيرفى گفت : من و مفضّل بن عمر و ابو بصير و ابان بن تغلب بحضور امام جعفر صادق عليه السّلام شرفياب شديم . ديديم حضرت روى زمين نشسته و عبائى بىيقه پوشيده ، كه آستينهايش كوتاه بود ، و در آن حال مانند پدر فرزند مردهء جگر سوخته گريه ميكرد و آثار حزن از رخسار مباركش پيدا بود بطورى كه رنگش تغيير كرده بود و در حالى كه كاسهء چشمش پر از اشك بود ، ميفرمود : اى آقاى من ! غيبت تو خواب را از من ربوده و لباس صبر بر تنم تنگ نموده و آرامش جانم را سلب كرده ! . اى آقاى من ! غيبت تو مصائب مرا باندوه ابدى كه يكى بعد از ديگرى از ما را ميربايد ، و جمع ما را بهم مىزند ، كشانده است . من با شك چشم و ناله‌هاى سينه‌ام كه از مصائب و بلاهاى گذشته دارم نمىنگرم ، جز اينكه در نظرم بزرگتر و بدتر از آنها مجسم ميگردد . سدير ميگويد : از اين امر عظيم و ناله‌هاى جانگداز هوش از سر ما پريد و دل ما از جا كنده شد و پنداشتيم كه مصيبت بزرگى براى حضرت روى داده است . من عرض كردم : اى فرزند بهترين مردم روى زمين ! خدا ديدگان شما را نگرياند . براى چه اين طور سيلاب اشك از ديدگانت فرو ميريزد ؟ و چه چيز باعث اين مصيبت گشته است ؟ . حضرت آه سختى كشيد كه از اثر آن شكم مباركش برآمده و بشدت حالش
هامش
( 1 ) رجوع كنيد بمقدمه كتاب در بحث ما راجع بمادر امام زمان عليه السّلام .