باب هيجدهم آنچه از سنن پيغمبران در وجود مبارك امام زمان است و تطبيق غيبتهاى آنها با غيبت آن حضرت
شيخ صدوق در كتاب كمال الدين بسند خود از زيد شحام روايت نمودم كه حضرت امام جعفر صادق فرمود : صالح پيغمبر مدتى از نظر قومش غائب شد .
وى در روز غيبت مردى كامل و داراى شكمى هموار و اندامى زيبا و محاسنى انبوه و گونههاى كم گوشت ، ميانه بالا و متوسط القامه بود ولى چون بسوى قوم باز گشت تغيير كرده بود و او را نشناختند در موقع بازگشت وى قوم سه دسته گشتند :
يك دسته منكر وى شدند ، و دستهاى به شك افتادند ، و دسته ديگر يقين داشتند كه او همان صالح پيغمبر است .
صالح چون بجانب قوم بازگشت نخست بدستهاى كه در بارهء وى شك داشتند برخورد نمود و فرمود : من صالح هستم . ولى قوم او را تكذيب نمودند و بوى دشنام دادند و آزار رسانيدند ، و گفتند : ما از تو به خدا پناه ميبريم ، صالح پيغمبر شكل تو نبود ! .
سپس بنزد دستهء منكرين آمد . آنها نيز سخن او را نشنيدند و سخت از وى دورى گزيدند ! آنگاه از پهلوى دستهء سوم كه اهل يقين بودند گذشت و به آنها گفت : من صالح هستم . آنها گفتند : اگر راست ميگوئى خبرى بما ده كه بدان وسيله در بارهات شك نكنيم و بدانيم تو صالح هستى ، چه ما ترديد نداريم كه خالق متعال قادر است انسان را در هر صورتى كه ميخواهد تغيير دهد ! گفت : من همان صالح هستم كه ناقه را براى شما آوردم .
گفتند : راست گفتى منظور ما نيز پرسش از همين مطلب بود ، ولى بگو