داد كند چنان كه پر از ظلم و ستم شده باشد .
شيخ طوسى در كتاب « غيبت » از بنان بن حمدويه روايت مىكند كه گفت :
در حضور امام حسن عسكرى راجع برحلت امام على النّقى عليهما السّلام سخن بميان آمد آن بزرگوار فرمود : امور شيعيان بعد از پدرم تا من زنده هستم بوسيلهء من حل و فصل ميگردد ولى شيعيانى كه بعد از من امام خود را از دست مىدهند چه وضعى خواهند داشت ؟ ! نيز در غيبت شيخ از ابو هاشم جعفرى روايت شده كه گفت : به امام حسن عسكرى ( ع ) عرضكردم : آقا ! بزرگوارى شما اجازه نميدهد از حضرتت پرسشى بكنم اجازه ميفرمائيد از شما سؤالى بنمايم ؟ فرمود : سؤال كن . عرضكردم : آقا ! شما فرزندى داريد ؟ ! فرمود : آرى دارم . عرضكردم . چنانچه پيش آمدى كند از كجا سراغ او را بگيرم ؟ فرمود : از مدينه ! و نيز در كتاب مزبور است كه احمد بن اسحاق قمى از امام حسن عسكرى ( ع ) در خصوص حضرت صاحب الزمان سؤال كرد ، حضرت با اشارهء دست بوى حالى كرد كه او زنده و سالم است ! « 1 » در كفاية الاثر از شيخ كلينى و او از دائيش علان رازى روايت نموده كه گفت :
يكى از علماى ما ( شيعه ) به من خبر داد كه چون مادر امام زمان آبستن شد امام حسن عسكرى ( ع ) بوى فرمود : به زودى پسرى مىآورى كه نامش ( م ح م د ) خواهد بود و او قائم بعد از من است .
و نيز در كمال الدين از ابو حاتم نقل كرده كه گفت : در سال دويست و شصت ( هجرى ) از امام حسن عسكرى شنيدم كه فرمود : « شيعيان من پراكنده شدند ! ! » در همان سال حضرت وفات يافت و شيعيان و يارانش دچار تفرقه و انشعاب گرديدند . برخى
هامش
( 1 ) اين روايت به خوبى مىرساند كه پدر بزرگوار امام زمان تا چه اندازه تحت نظر بوده و امام عصر نيز در چه شرائطى متولد گرديده كه بايد با نزديكان و خواص آنها نيز با اشاره سخن بگويند ، مبادا كسى سخن او را بشنود و بدولت گزارش دهد ، و ايجاد خطر كند .