ولى حضرت ( مرا مخاطب ساخت ) و فرمود : اى ابا عبد اللَّه « 1 » از بردن نام قائم خود - دارى كنيد . به خدا قسم سالها از نظر شما غائب شود . و چندان در آن غيبت صبر كند كه بيدينان ميگويند او مرده يا به هلاكت رسيده و اگر هست بكدام بيابان رفته است ؟
ولى ديدگان اهل ايمان در راه او اشكبار است . غيبت وى مانند كشتى طوفانى در امواج خروشان درياست كه جز آنان كه خداوند از آنها پيمان گرفته و ايمان را در لوح دلشان نوشته و با امداد خود مؤيد داشته است ، كسى از آن ورطه نجات نمييابد .
در آن زمان دوازده پرچم برافراشته گردد و طورى بهم شبيهند كه هيچ يك از ديگرى شناخته نميشود . من گريه را سر دادم . حضرت فرمود : براى چه گريه ميكنى ؟ عرض كردم : فدايت گردم ! چگونه گريه نكنم كه ميفرمائى دوازده پرچم برافراشته مىگردد ، و طورى بهم شبيهند كه هيچ يك از ديگرى شناخته نمىشود ؟ نيز در كتاب مزبور از آن حضرت نقل كرده كه فرمود : هنگامى كه قائم ما قيام مىكند ، مردم ميگويند : چگونه ظهور نمود و حال آنكه استخوانهايش پوسيده است ؟ ! « 2 » هم در آن كتاب از مفضل بن عمر از آن حضرت روايت نموده كه گفت : از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدم : علامت ظهور قائم چيست ؟ فرمود : موقعى كه اوضاع جهان دستخوش تغييرات شود و بگويند كه قائم مرده يا به هلاكت رسيده و اگر هست بكدام بيابان رفته است ؟ عرضكردم : فدايت گردم بعد از آن چه خواهد شد ؟ فرمود :
با شمشير قيام مىكند « 3 »
هامش
( 1 ) ابا عبد اللَّه در اينجا كنيهء مفضل بن عمر است .
( 2 ) در صفحه 369 گذشت .
( 3 ) فرقهء بهائى چون ديدهاند كه ميرزا على محمد باب امام زمان شيرازى ! شمشيرى نداشته ، و اهل جنگ و قيام و فتح و فيروزى نبوده است ، ناچار تأويل كرده و ميگويند منظور از قيام بشمشير ، شمشير بيان ! و تبليغ بهائيت است ! ! ولى اصولا چرا اغنام اللَّه شعر بگويند كه بعدا در قافيه گير كنند ؟ و بقول شاعر :درختى در لرستان مىبريدند * كه از بوى دل آويز تو مستم !