توقف نوح « 1 » در ميان قومش ، در پرده غيبت بماند از دنيا نميرود مگر اينكه ظاهر شود و زمين را پر از عدل و داد كند چنان كه پر از ظلم و جور شده باشد .
و نيز در كمال الدين است كه آن حضرت به هانى تمّار فرمود : صاحب الزّمان را غيبتى است كه بايد در غيبت وى بندگان خدا از انحراف پناه به خدا ببرند و دين خود را از كف ندهند .
نيز از ابو بصير روايت كرده كه گفت : شنيدم آن حضرت ميفرمود تمام غيبتهاى پيغمبران در زندگى قائم ما اهل بيت طابق النعل بالنعل نيز جارى است . عرض كردم : آيا قائم از شما اهل بيت است ؟ فرمود : اى ابو بصير او پنجمين فرزند پسرم موسى ( كاظم عليه السّلام ) و فرزند بانوى كنيزان عالم است .
غيبتش چندان طولانى گردد كه اهل باطل دچار ترديد شوند . سپس خداوند او را ظاهر كند و شرق و غرب جهان را بدست او بگشايد ، و عيسى بن مريم از آسمان فرود آيد و پشت سر او نماز گذارد . زمين با نور خداوند منور گردد و جايى در روى زمين نميماند كه در آن غير از خداوند عز و جل پرستش شود همهء اديان از ميان برود و فقط دين خدا مىماند ، هر چند مشركين نه پسندند .
در غيبت شيخ است كه آن حضرت به ابو بصير فرمود : چون بشما خبر رسد كه صاحب الزّمان غيبت مىكند آن را انكار نكنيد ! نيز در آن كتاب از يحيى بن علاء رازى روايت نموده كه گفت : شنيدم امام جعفر صادق عليه السّلام ميفرمود : خداوند در اين امت مردى پديد آورد كه او از من و من از او باشم « 2 » خداوند به خاطر او بركات آسمان و زمين را بمردم روزى كند . آسمان باران
هامش
( 1 ) مطابق آيهء شريفهفَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عاماًحضرت نوح مدت نهصد و پنجاه سال در ميان قوم خود توقف داشته است .
( 2 ) اين روايت در لفظ و معنى مانند روايتى است كه از پيغمبر در بارهء امام حسين عليه - السّلام وارد شده :
حسين منّى و انا منه
همانطور كه معنى آن روايت اينست كه بقاى اسم و رسم و دين و قرآن من بوسيلهء قيام حسين پايدار ميماند ، در اينجا نيز مقصود امام عليه السّلام همين مطلب بوده است .