تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
سرگردان و گمراه ميباشند ، كسى كه خداوند او را به حال خود بگذارد ، البته در نزد كسى كه او را نميشناسد تأمين دارد و متهم نيست ! چقدر شباهت دارند اين عده با چارپايانى كه مهترشان غائب شده باشد ! ! افسوس بر كارهائى كه شيعيان بعد از من در باره هم معمول ميدارند ، با اينكه امروز با هم نزديك و دوست ميباشند ! ! بعضى از آنها موجبات بدبختى ديگرى را فراهم مىآورند ، و برخى برخى ديگر را بقتل رسانند . آنها بعد از من از دور امامان به حق پراكنده شوند و بسوى آنها كه از حقيقت اسلام دورند ميروند ، و از غير اهلش آرزوى پيروزى بر دشمن و مشكلات كنند « 1 » . خداوند آنها را در روز نكبت بنى اميه گرد آورد . چنان كه قطعات ابر را در فصل پائيز جمع كند و نسبت بهم يك دل نمايد و جمعيت آنها را افزون گرداند . آنگاه درهاى آزادى به روى آنها بگشايد ، و چون سيل ارم كه موشى سدّ آنها را نقب زد و آبها بهشت زندگى آنان را در زير گرفت ، و بلنديها و كوه‌ها نتوانست جلو آن را بگيرد « 2 » آنها نيز سيل آسا در روى زمين به حركت در آيند و در جاهاى مناسب قرار گيرند و بدين گونه خداوند بوسيلهء آنها حقوق از دست رفتهء قومى را از قومى ديگر بگيرد ( يعنى بوسيله بنى عباس انتقام آل محمد را از بنى اميه بگيرد هر چند آل محمد صلى اللَّه عليه و آله باز هم به حق خود نميرسند ) و قومى را در اماكن قومى ديگر ساكن گرداند ، تا بنى اميه ( كه آل محمد را از محل و موطن خود پراكنده ساختند )
هامش
( 1 ) منظور بنى عباس است ، كه مردم آنها را تقويت كردند ، تا ريشهء ظلم و بيدادگرى بنى اميه را قطع كنند ، و انتقام اهل بيت و مسلمانان را از آنها بگيرند . ولى چون بنى عباس خود زمام امور را بدست گرفتند ، از همان راهى رفتند كه بنى اميه ميرفتند ! ( 2 ) داستان سيل ارم و سد مأرب واقع در خاك يمن و نقبى كه يك موش در آن پديد آورد ، و بهشت زندگى آنها را نابود ساخت ، در قرآن مجيد سورهء ( سبأ ) از آيه 14 تا 19 بيان شده است .