اماميه اينست كه چون امام منتظرشان ظهور كند قومى از بنى اميه و غيره دوباره به دنيا رجعت ميكنند و امام منتظر دستها و پاهاى گروهى از آن مردم ( بيدين ) را قطع مىكند و چشمهاى برخى را كور مىنمايد ، و عده ديگرى را بدار مىزند و بدين گونه از دشمنان آل محمد عموما خواه متقدمين و خواه متأخرين آنها انتقام ميگيرد .
ولى ما اهل تسنن عقيده داريم خداوند در آخر الزمان مردى از اولاد فاطمه ( ع ) را كه فعلا وجود ندارد بخلافت مىرساند و او انتقام آل محمد را از دشمنان خواهد گرفت ، و زمين را پر از عدل مىكند چنان كه از ظلم ستمگران پر باشد ، و آنها را به بهترين وضع بكيفر اعمالشان مىرساند . او چنان كه در اين روايت و ساير روايات رسيده فرزند كنيزى است و همنام پيغمبر مىباشد . و هنگامى ظهور مىكند كه پادشاهى از نسل بنى اميه و ابو سفيان بنام « سفيانى » كه در روايت صحيح از وى خبر دادهاند ، بر بسيارى از مسلمانان مسلط باشد . امام فاطمى ، سفيانى و بنى اميهء پيروان او را ميكشد ، و در آن وقت عيسى مسيح عليه السّلام از آسمان فرود مىآيد و علائم قيامت آشكار ميگردد و دابة - الارض ظاهر مىشود و تكليف مردم با انقراض عالم ساقط خواهد شد و صور دميده و رستخيز مردگان پديد مىآيد چنان كه خدا در قرآن مجيد فرموده است » .
در كافى از مسعدة بن صدقه از حضرت صادق عليه السّلام روايت مىكند « 1 » كه آن حضرت فرمود : امير المؤمنين عليه السّلام براى مردم خطبه خواند و پس از حمد و ثناى الهى و درود بر حضرت رسالت پناهى صلى اللَّه عليه و آله فرمود : اما بعد ، پروردگار عالم هيچ وقت ستمگرى را نابود نكرد مگر بعد از مدتها كه بوى مهلت داد ( تا اتمام حجت كند يا ستمگر از عملش توبه نمايد ) ولى او در توبه كردن سستى نمود ، و استخوان هيچ امتى را نشكست مگر بعد از آنكه آنها را ببلاها مبتلا گردانيد : اى مردم ! شما نيز پيش از اين مبتلا بگرفتاريها بوديد و بعد از اين نيز مصيبتها خواهيد داشت .
هر صاحب دلى عاقل نيست ، و هر صاحب گوشى شنوا نميباشد ، و هر -
هامش
( 1 ) علامهء مجلسى در پايان اين روايت به تفصيل طبق معمول لغات مشكل و نكات مهم آن را توضيح داده كه ما ، براى سهولت امر ، آن را در ترجمه به كار برديم و ميان هلالين قرار داديم .