و نيز آن حضرت در نهج البلاغه ميفرمايد : « 1 » مردم دنيا پرست در گمراهى و انحراف از راه مستقيم به چپ و راست خواهند رفت . اى مردم در امرى كه تحقق خواهد يافت شتاب نكنيد و آنچه را كه فردا واقع مىشود دير مشماريد ( مقصود سوانح ايام و آشوبهاى سهمگين است ) چه بسا كسى كه براى چيزى شتاب نمايد ، چون به آن برسد آرزو كند كاش به آن نرسيده بود ! و چه بسيار نزديك است آثار و علائم فردا ! .
اى مردم ! هم اكنون آنچه ميبايد واقع شود ، ظاهر گشته و موقع ديدن آشوبهائى كه از آن آگاهى نداريد فرا رسيده . بدانيد كسى كه از ما ( يعنى امام زمان ) آن آشوبها را درك كند ، در تاريكى آن فتنهها با چراغى روشن ( نور امامت ) راه خواهد رفت و بروش نيكان رفتار نمايد ، در آن وضع بحرانى بندى را بگشايد و اسيرى را ( از بند جهل و نادانى ) آزاد گرداند ، و جمعيت گمراهان را پراكنده سازد و پراكندگى حقجويان را گرد آورد .
او از نظر مردم پنهان ميماند و بيننده هر چند در پى او نظر اندازد ، او را نمى - بيند . پس گروهى پاك و ثابت و مهذب گردند ، مانند شمشيرى كه آهنگر آن را صيقل دهد . ديدگان آنها بنور قرآن روشن شود و تفسير آن در گوشهايشان جايگزين گردد . و جام حكمت را در صبح و شام به آنها بنوشانند .
شيخ طوسى در كتاب « امالى » از آن حضرت روايت مىكند كه فرمود :
( زمانى خواهد آمد ) كه زمين از ظلم و ستم پر شود تا جايى كه نام خدا را در پنهانى به زبان آورند ، آنگاه خداوند قومى صالح بوجود آورد و آنها زمين را پر از عدل و داد كنند چنان كه پر از ظلم و ستم باشد .
در كمال الدين از اصبغ بن نباته نقل مىكند كه گفت : بحضور امير المؤمنين شرفياب شدم و او را متفكر يافتم و ديدم كه سر چوبى را به زمين مىزند . عرضكردم :
يا امير المؤمنين مىبينم در فكر هستيد و سر چوب را به زمين ميزنيد . آيا به اين زمين رغبت و نظرى داريد ؟ ! فرمود : به خدا سوگند ، نه به زمين و نه به دنيا يك روز رغبت
هامش
( 1 ) نهج البلاغهء فيض الاسلام صفحهء 448 .