بعد از غيبت صغرى نيز بسيارى از شيعيان و غيرهم آن حضرت را ملاقات كرده و از معجزات و كراماتى كه بدست آن حضرت بوقوع پيوسته فهميدهاند كه او همان مهدى موعود است .
پس اگر امروز از نظر نوع شيعيان و دوستانش غائب است ، منافات ندارد كه عدهاى از آنها حضرتش را بهبينند و از گفتار و كردارش بهرهمند گردند و در عين حال از مردم پوشيده دارند ، چنان كه اين معنى در بارهء جماعتى از پيغمبران و اوصياء و پادشاهان و اولياء حق ، جريان داشته كه مصالح دينى ايجاب مينمود آنها مدتى غائب گردند .
كسانى كه وجود مهدى موعود عليه السّلام را از راه استبعاد طول عمر شريف آن حضرت انكار ميكنند ، افرادى هستند كه جاهل بقدرت الهى و اخبار حضرت رسالت پناهى و اهل بيت عصمت ميباشند ، و گر نه چگونه مىشود آن را انكار كرد با اينكه طول عمر عدهاى از پيغمبران و غير هم كه همه از معمرين بودهاند ، در روايات متواتر « 1 »
هامش
( 1 ) حديث « متواتر » آنست كه سلسلهء راويان آن در هر طبقه به حدى برسند كه از عدم توطئه و سازش آنها بر دروغ گفتن اطمينان حاصل گردد ، و عكس آن « خبر واحد » است . حديث متواتر مفيد علم و يقين ولى خبر واحد فقط مفيد ظنّ و گمان است .
خبر « مستفيض » حديثى است كه در هر مرتبه بيش از سه تن آن را روايت كرده باشند ، و خبر « مشهور » هم ميگويند .