ميفرمايد : « بعد از مهدى خيرى در زندگى نيست » نميسازد .
زيرا اگر عيسى در ميان قومى باشد ، معنى ندارد كه خير از ميان آنها برود ، و اگر گفته شود عيسى عليه السّلام بعنوان نيابت مهدى ميماند ، مقام پيغمبرى وى با نيابت امام وفق نميدهد ، و اگر بگويند بالاستقلال بر مردم امامت خواهد كرد ، باز صحيح نيست ، زيرا اين توهم براى عوام امت اسلام پيش مىآيد كه دين اسلام بآئين مسيحيت انتقال يابد ، و اين كفر است ! .
پس لازم است كه روايت را درست معنى كنيم . به نظر من معنى روايت اينست كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله ميفرمايد : نخستين دعوتكنندهء باسلام من و مهدى در وسط و عيسى در آخر آن خواهد بود . و هم ممكن است مقصود از
« و المهدىّ اوسطها »
اين باشد كه مهدى بهترين امت اسلام است ، زيرا او امام اين امت مىباشد و بعد از ظهور او عيسى از آسمان فرود آمده و او را تصديق كرده و بوى كمك و مساعدت نموده صحت ادعاى امام را براى مردم اثبات مىكند . بنا بر اين مطابق روايت مزبور عيسى آخرين مصدّق مهدى موعود است . « 1 »
مؤلف كشف الغمه مينويسد : اينكه دانشمند مزبور ميگويد : معنى « اوسطها » يعنى مهدى بهترين امت اسلام است ، اين توهم را پيش مىآورد كه وى از على عليه السّلام بهتر باشد در صورتى كه اين را هيچ كس نگفته است . آنچه به نظر من ميرسد اينست كه پيغمبر نخستين دعوتكنندهء باسلام است ، و چون مهدى پيرو پيغمبر و دين اوست به علت پيوندى كه با حضرتش دارد در رديف دعوتكنندگان ، او را نفر وسط قرار داده و عيسى عليه السّلام را كه صاحب دين ديگرى بوده و مع هذا در آخر الزمان مردم را بدين ( اسلام ) دعوت مىكند ، جا دارد كه آخرين داعيان در بين امت خود
هامش
( 1 ) علّامه نامى مرحوم سيد محسن امين عاملى در قسمت دوم جلد چهارم « اعيان الشيعه » صفحه 388 مينويسد : آمدن مهدى ( ع ) قبل از نزول عيسى است ، بنا بر اين مهدى در وسط خواهد بود ، و منظور از وسط ما قبل آخر است و وسط حقيقى نيست . چون عيسى ( ع ) بعد از مهدى مىآيد در آخر خواهد بود ، و بودن وى با مهدى منافاتى ندارد . پس در اين روايت دليلى نيست كه عيسى بعد از مهدى مىماند .