تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
محمد صلوات اللَّه و سلامه عليه . در كمال الدين و غيبت شيخ و در كفاية الاثر باسناد ديگر اين روايت از سعد بن عبد اللَّه اشعرى نيز مذكور است . مؤلف : در رواياتى كه قبلا ذكر كرديم تصريح باسم حضرت شده است . شيخ صدوق ميفرمايد : با اين وصف نظر بروايات ديگر جايز نيست ، آن حضرت بنام ذكر شود . و هم صدوق در كتاب « توحيد » از حضرت عبد العظيم حسنى از امام على النقى عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود : جايز نيست نام امام زمان برده شود تا گاهى كك ظهور كند و جهان را پر از عدل و داد نمايد بعد از آنكه پر از ظلم و ستم شده باشد در كمال الدين از صفوان بن مهران « 1 » از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت نموده كه فرمود : مهدى از فرزندان من و فرزند پنجم امام هفتم است . او از نظرها غائب شود و جايز نيست كه او را بنام ياد كنيد . در آن كتاب از عبد اللَّه ابن ابى يعفور نيز اين حديث از امام ششم منقول است . هم در آن كتاب است كه چون در محضر امام موسى بن جعفر عليهما السّلام از امام زمان سخن بميان آمد فرمود : ولادت او بر مردم پوشيده ميماند و جايز نيست او را بنام ياد كنند . تا موقعى كه خداوند او را ظاهر گرداند و بوسيلهء او زمين را از عدل و داد پر كند از آن پس كه پر از ظلم و ستم شده باشد . مؤلف : اخبار ياد شده مخالف صريح قول كسانى است كه ميگويند : در غيبت
هامش
( 1 ) صفوان بن مهران اسدى از شاگردان مشهور حضرت صادق و حضرت موسى كاظم عليهما السّلام است كه او را صفوان جمال هم ميخوانند . زيرا وى شتر دار بود و شتران خود را كرايه ميداد و گاهى خود هم همراه قافله حركت مينمود . صفوان از راويان موثق است و همان كسى است كه زيارت وارث ، و زيارت اربعين امام حسين ( ع ) و دعاى علقمه را از حضرت صادق ( ع ) روايت نموده ، و مكرر آن حضرت را از مدينه بكوفه آورده و همراه آن سرور به زيارت سالار شهيدان امام حسين ( ع ) رفته است .