تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣

باب سوم از بردن نام مخصوص امام زمان ( ع ) نهى شده است

در غيبت نعمانى از ابو خالد كابلى « 1 » نقل مىكند كه گفت : بعد از رحلت حضرت امام زين العابدين عليه السّلام خدمت امام محمد باقر عليه السّلام رسيدم و عرضكردم فدايت گردم از اخلاص و انس من نسبت به پدر بزرگوارتان و ترسى كه از دشمنان داشتم اطلاع داريد ؟ فرمود : بلى ، مقصود چيست ؟ عرضكردم : پدر بزرگوارتان طورى صاحب الامر را براى من توصيف فرمودند كه اگر او را در راهى ببينم دستش را ميگيرم ؟ امام فرمود : ابو خالد ! مقصودت چيست ؟ گفتم ميخواهم نام او را بفرمائيد تا او را بنام بشناسم فرمود : ابو خالد ! به خدا قسم از امر عظيمى پرسش نمودى اگر براى ديگرى گفته بودم به تو نيز ميگفتم . مطلبى پرسيدى كه اگر برخى از اولاد فاطمه عليه السّلام بدانند او را قطعه قطعه ميكنند . نيز در آن كتاب از ابو هاشم جعفرى روايت مىكند كه گفت : شنيده‌ام امام على النقى عليهما السّلام ميفرمود : جانشين من فرزندم حسن است ولى چگونه خواهد بود براى شما وضع جانشين او ؟ ! . گفتم : مگر چه مىشود فدايت گردم ؟ ! فرمود : شما او را نمىبينيد و روا نيست كه نام او را ببريد . گفتم پس چگونه او را نام ببريم ؟ ! فرمود : بگوئيد حجت آل محمد
هامش
( 1 ) نام اصليش « وردان » و لقبش « كنكر » بوده ، از مخلصين امام زين العابدين عليه السّلام است . چون بدر خانه امام رسيد حضرت از درون صدا زد اى كنكر وارد شو ! در صورتى كه جز خود وى كسى از نام او اطلاع نداشت ! !