صغرى بردن نام امام زمان جايز نبوده ، و باعتماد عللى كه خود استنباط كردهاند از روى توهم آن را در غيبت كبرى مستبعد ميدانند .
و نيز در كمال الدين از حضرت عبد العظيم حسنى از امام محمد تقى روايت شده كه فرمود : قائم كسى است كه ميلادش بر مردم پوشيده ميماند و خودش غائب مىشود و بردن نامش حرام مىباشد و خود همنام و هم كنيهء رسول خداست . در كفاية - الاثر از ابو عبد اللَّه خزاعى از اسدى نيز اين روايت نقل شده است .
شيخ صدوق در كمال الدين از پدرش على بن بابويه و استادش ابن وليد قمى از حميرى « 1 » روايت نموده كه گفت : با احمد بن اسحاق نزد عثمان بن سعيد عمرى ( نائب خاص امام زمان عليه السّلام ) بوديم . من به عثمان بن سعيد گفتم : همانطور كه خداوند به حضرت ابراهيم ( كه از خدا خواست چگونگى زنده شدن مردگان را به او بنماياند ) ميفرمايد : مگر بقدرت من و روز رستاخيز ايمان ندارى و ابراهيم گفت : ايمان دارم ولى ميخواهم اطمينان قلبى پيدا كنم « 2 » من نيز از شما ميپرسم ، آيا امام زمان را ديدهاى ؟ گفت : آرى ديدهام و گردن او نيز مانند اينست - و با دستهاى خود اشاره به گردن خود نمود - گفتم نام مباركش چيست ؟ گفت از پرسش اين مطلب بپرهيز زيرا در نزد دشمنان ما مسلم شده كه نسل عترت طاهره قطع گرديده است .
در كافى از على بن محمد از ابو عبد اللَّه صالحى روايت نموده كه بعد از رحلت امام حسن عسكرى عليه السّلام شيعيان از من خواستند ( كه بتوسط نواب امام زمان ) از نام و محل حضرت جويا شوم . من نيز سؤال كردم و اين جواب بافتخار من صادر گشت :
« اگر بگويم نامم چيست ، شهرت ميدهند ، و اگر جايم را نشان دهم مردم را بدان جا راهنمائى ميكنند » .
در كمال الدين از على بن عاصم كوفى نقل مىكند كه در چند توقيعى كه از ناحيهء مقدسهء امام زمان ارواحنا فداه صادر گشته نوشته بود : هر كس در محفلى مرا بنام ياد
هامش
( 1 ) مقصود ابو العباس عبد اللَّه بن جعفر حميرى مؤلف كتاب « قرب الاسناد » است .
( 2 ) آيه - 262 سورهء بقره .