و نيز در آن كتاب از جابر جعفى « 1 » روايت كرده كه شخصى خدمت حضرت امام محمد باقر عليه السّلام رسيد و من نيز حاضر بودم ، عرضكرد : اين يك صد درهم زكات من است آن را بگيريد و بمصرفش برسانيد . امام فرمود : خودت آن را بهمسايگان و يتيمان و فقيران و برادران مسلمانت تقسيم كن .
زيرا وجوب سپردن زكات به شخص امام ، موقعى است كه قائم ما ظهور كند ، و بطور مساوى تقسيم نمايد و در ميان بندگان نيك و بد خدا بعدل حكومت كند ، هر كس از او پيروى كند اطاعت خدا كرده و آن كس كه از فرمانش سر به پيچد از فرمان خدا سر پيچيده است .
او را « مهدى » گويند ، زيرا خداوند بامر پوشيده ، هدايتش نموده . او تورات ( حقيقى ) و ساير كتب آسمانى را از غارى واقع در انطاكيه بيرون مىآورد ، آنگاه با پيروان تورات طبق تورات و با اهل انجيل طبق انجيل و با اهل زبور طبق زبور و با مسلمانان مطابق قرآن حكومت مىكند .
تمام اموال دنيا آنچه در دل زمين و روى آنست نزد او جمع شود ، و او بمردم خواهد گفت : بيائيد و اموالى را كه بخاطر آن بجان هم افتاده و رشته خويشاوندى خود را از هم گسستيد و خونريزيها مىكرديد ، و مرتكب محرمات الهى ميشديد از من بگيريد ! خداوند متعال مقامى به او ميدهد كه پيش از او به هيچ كس نداده است .
سپس امام محمد باقر عليه السّلام فرمود : پيغمبر فرمود : قائم مردى است همنام من .
هامش
( 1 ) جابر بن يزيد جعفى از شاگردان مشهور امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهما السّلام است . وى تنها از حضرت باقر ( ع ) هفتاد هزار روايت از حفظ داشته است . جابر ميگويد : به حضرت باقر ( ع ) عرضكردم : قربانت گردم ! اين همه احاديث كه به من تعليم فرمودهاى ، همچون بار سنگينى است كه بر دوش دارم ، زيرا نمىتوانم به كسى بگويم ، گاهى چنان در سينهام جوش مىزند كه ميخواهم ديوانه شوم ! حضرت فرمود : هر گاه چنين شود ، برو به بيابان و گودى درست كن و سر در آن فرو بر و بگو : حديث كرد مرا محمد بن على بچنين و چنان ! !