تكلم نميكنند . . . چندان كه كلمه مباركه « ان البهاء ما ينطق عن الهوى » مسموع ملل گشت » ! ! « 1 » اكنون خوانندگان با كمال بيطرفى ، بامور ذيل كه براى نمونه و رعايت اختصار از كتاب ايقان نقل مىشود توجه كنند و به بينند آيا چنين كتابى از آسمان آمده است و گويندهء آن خداست ؟ ! 1 - اى برادر ! جهدى بايد تا ايام باقى است . . . تا آنجا كه نصحت اين عبد ص 19 حال اى برادر ملاحظه نما ص 47 ( آيا خداوند به بندگانش برادر ميگويد و خود را بنده « عبد » ميخواند ؟ ) 2 - حال اين بنده ! رشحى از معانى اين كلمات را ذكر مينمايم ص 23 3 - در روايات و احاديث جميع اين مضامين هست . . . و اين عبد ! بواسطه شهرت اين احاديث و اختصار ديگر متعرض ذكر عبارات نشدهام ص 26 ( ! ) ( بهاء مكرر در اين كتاب ميگويد في البحار و في الكافى آيا چنين كسى خداست ؟ ) .
4 - في الكافى ص 210 - في البحار ص 211 - از آن جمله در دعاى ندبه ميفرمايد 29 ص ( كى ميفرمايد ؟ ) 5 - پس اى سائل بايد بعروة الوثقى متمسك شويم كه شايد از شام ضلالت بنور هدايت راجع شويم ص 31 ( مگر خدا گمراه بوده كه ميخواهد هدايت شود ؟ ) 6 - روزى در مجلسى نشسته بودم ، شخصى از علماى معروف وارد شد ، بمناسبتى اين حديث را ذكر نمود و فرمود ص 32 ( آيا اين سخن خداست ؟ ) 7 - در صفحه 145 مفصلا از حاج كريمخان كرمانى شاگرد سيد كاظم رشتى و رئيس شيخيه عصر خود كه رقيب سيد باب بوده نكوهش نموده و مينويسد : « در كتاب يكى از عباد كه مشهور بعلم و فضيلت و خود را از صناديد قوم شمرده و جميع علماى راشدين را ردّ و سب نموده ! چنانچه در همه جاى از كتاب او تلويحا و تصريحا مشهود است و اين بنده ! چون او را بسيار شنيده بودم ، اراده نمودم كه از رسائل او قدرى ملاحظه نمايم ، بارى كتب عربيه او بدست نيافتاد ، تا اينكه شخصى ذكر كتابى
هامش
( 1 ) كدام ملل ؟ البته ميدانيد كه گلپايگانى اين جمله را از آيه شريفهما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحىگرفته است ، كه خداوند صدق گفتار حضرت ختمى مرتبت را ميستايد . ببين تفاوت ره از كجاست تا بكجا !