كه دعوى سيادت داشتند يا رسما سيد نبودند مدعى مهدويت شده و حتى بعضى جنگها و لشكركشىها كردند كه تا كنون نيز اتباع آنها باقى هستند . مانند متهمدى سودانى و متهمدى مراكشى و مهدى سنوسى كه از اهالى ليبى بود ، و با قواى فرانسه و انگليس جنگها كردند و مردمى انبوه بطرفدارى آنها برخاستند .
بعضى از اين مدعيان مهدويت تنها به ارتباط خود با مهدى موعود و باب او قناعت كردند ، تا از اين حيث به منظور پست دنيوى خود برسند ، مانند محمد بن على شلمغانى و شريعى و نميرى و بلالى كه مفصلا در باب بيست و دوم اين كتاب شرح سوء احوال آنها را ميخوانيد .
لازم بذكر نيست كه اين همه اخبار و آيات كه در بارهء مهدى موعود آمده ، و طول زمان و ديدن زور و ظلم از دشمنان ، بخصوص اگر محركى هم در ميان باشد هر چه زمانه طولانى و ناكامى از پيروزى بيشتر شود زمينه براى ادعاى مهدويت بعضى از افراد ماليخوليائى بهتر فراهم مىشود . از جمله ميرزا على محمد شيرازى را كه معروف به « سيد باب » است بايد نام برد .
[ بهائيت ]
ميرزا على محمد باب
در دولت محمد شاه قاجار و صدارت حاجى ميرزا آقاسى ايروانى كه درويشى سخيف و بىتدبير بود ، و بهنگامى كه درست پانزده سال از شكست فتحعلى شاه و از دست دادن شهرهاى قفقاز ميگذشت ، و زمانى كه تازه بواسطه تهديد و فشار دولت انگليس محمد شاه افغانستان را بعد از دو سال محاصره از دست داد و با سرشكستگى و بدون اخذ نتيجه بپايتخت بازگشت ، در آن موقع كه سياست روس و انگليس يكى از شمال و ديگرى از جنوب براى دست اندازى بايران و تأمين منافع استعمارى خود شديدا سرگرم رقابت و گل آلود ساختن آب و گرفتن ماهى مقصود بودند ، و در وقتى كه مردم ايران نوعا بر اثر از دست دادن قسمتى از كشور خود و سلطهء اجانب و شيوع ظلم و تعدّى درباريان بيرحم و اجحاف و تعدّى حكام سنگدل و يغماگر و فقر و پريشانى عمومى